آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٨ - ارزيابي اعتقاد مزبور
بريزد. تا هنگامي كه قدرت تحليل ذهني او رشد كافي يابد و در آن صورت است كه ميتواند همان مطلب را بهصورت قضيهٔ منطقي درك كند و همان استدلال خفي و ارتكازي را در قالب برهان منطقي بيان نمايد.
البته ممكن است در آغاز كار مفاهيمي را بهكار گيرد كه از دقت كافي برخوردار نباشد، يا دلايلي را اقامه نمايد كه از نظر منطقي مغالطهآميز باشند و مثلاً چنين بپندارد كه «هر چيزي وابسته به چيز ديگري است» يا «هر موجودي در زمان و مكان خاصي پديد ميآيد»، ولي اين تعميمهاي نابهجا و ديگر نارساييها در تفسير مدركات و استدلالات، معلول ضعف نيروي تحليلكنندهٔ ذهن است و هرقدر با تمرينهاي منطقي و تحليلهاي فلسفي نيروي مزبور، رشد و قوت بيشتري يابد، كمتر دچار اين اشتباهات ميشود.
به هر حال همانگونه كه بارها بيان كردهايم، محكمترين اساس براي اعتقاد به وجود رابطهٔ عليت، علوم حضوري است و يافتن مصاديق علت و معلول در درون نفس، استوارترين پايه براي انتزاع مفاهيم كلي علت و معلول بهشمار ميرود، و زمينه را براي درك آگاهانهٔ اصل عليت بهعنوان يك قضيهٔ بديهي فراهم ميسازد. اما چون مصاديق مادي علت و معلول قابل شناخت حضوري نيستند، و از سوي ديگر فطري دانستن اعتقاد به رابطهٔ عليت در ميان ماديات بهمعناي اول هم قابل پذيرش نيست، ناچار چنين اعتقادي از نوعي استدلال سرچشمه ميگيرد كه در آغاز، نيمهآگاهانه و ارتكازي است و تدريجاً بهصورت استدلال روشن منطقي درميآيد، و چون اين اعتقاد قريب به بداهت است، ميتوان آن را به يك معنا «فطري» ناميد.
براي بررسي ارزش اين اعتقاد بايد نخست، شكل دقيق اين قضيه را بيان كنيم، و سپس به تبيين منطقي آن بپردازيم.
ارزيابي اعتقاد مزبور
رابطهٔعليت درميان ماديات،درچند شكل قابل بيان است: يكي آنكه «موجودات مادي،