آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٠١ - خلاصه
خلاصه
١. مشائين جوهر را به پنج نوع تقسيم كردهاند: جوهر عقلاني، جوهر نفساني، جوهر جسماني، ماده، صورت.
٢. اشراقيين فقط سه قسم از اقسام يادشده را پذيرفتهاند، ولي نوعي ديگر از جوهر را اثبات كردهاند كه در عين عدم تعلق به ماده، واسطهاي بين مجرد تام و مادي محض است و در لسان متأخرين به «جوهر مثالي» ناميده شده است.
٣. باركلي جوهر جسماني را انكار كرده و هيوم جوهر نفساني را نيز مورد تشكيك قرار داده است.
٤. اعتقاد به وجود جوهر جسماني يك اعتقاد ارتكازي و به يك معنا فطري است، ولي ميتوان براي اثبات آن برهاني اقامه كرد به اين تقرير:
پديدههايي در نفس انسان پديد ميآيند و با علم حضوري خطاناپذير شناخته ميشوند و طبق قانون عليت بايد داراي علتي باشند، اما خود نفس علت آنها نيست؛ زيرا گاهي برخلاف ميل و رغبت او بهوجود ميآيند، موجود مجرد تامي هم علت بيواسطهٔ آنها نخواهد بود؛ زيرا نسبت چنين موجودي به همهٔ نفوس و همهٔ زمانها و مكانها يكسان است و چنين چيزي علت بيواسطهٔ براي پديدههاي حادث و دگرگونشونده نخواهد بود، پس علت قابل تغييري در وراي نفس براي اين پديدهها وجود دارد. اگر اين علت، جوهر جسماني باشد، كه مدعي ثابت است، و اگر عرض باشد، نياز به موضوع جوهري خواهد داشت و بدينترتيب گريزي از وجود جوهر جسماني نخواهد بود.
٥. اگر جوهر مادي (و ازجمله بدن انسان) وجود خارجي نداشته باشد، نفس هم بهعنوان جوهر متعلق به ماده وجود نخواهد داشت و ميبايست آن را از قبيل جواهر عقلاني تلقي كرد، در صورتي كه مجرد تام، دستخوش دگرگونيها نميشود.
٦. وجود جوهر نفساني(منِ درككننده) با علم حضوري درك ميشود، ولي چون اين