آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٢٢ - اراده و اختيار
ضمناً روشن شد كه اراده بهمعناي اول، و اختيار بهمعناي اول، همواره از نظر مورد مساوي هستند، ولي اراده بهمعناي دوم و سوم، اخص از اختيار بهمعناي اول و سوم و چهارم است؛ زيرا در مورد فاعلهاي بالعنايه و بالرضا و بالتجلي صدق نميكند، بهخلاف اختيار به معاني يادشده كه بر همهٔ اين موارد صدق ميكند، و بدينترتيب روشن ميشود كه نفي اراده بهمعناي دوم و سوم از خداي متعالي يا مجردات تام، بهمعناي نفي اختيار از چنين فاعلهايي نيست.
نيز روشن شد كه اراده بهمعناي تصميم بر انجام كار را ميتوان فعلي اختياري دانست، هرچند از قبيل فعل بالقصد و مسبوق به اراده و تصميم ديگر نيست و شايد بتوان فاعليت نفس را نسبت به اراده، نوعي فاعليت بالتجلي بهحساب آورد.
سرانجام اين نتيجه بهدست آمد كه عاليترين مراتب اختيار، مخصوص به خداي متعالي است؛ زيرا نهتنها تحت تأثير هيچ عامل خارجي قرار نميگيرد، بلكه از تضاد گرايشهاي دروني هم منزه است، سپس مرتبهٔ اختيار مجردات تام است، زيرا تنها تحت تسخير اراده الهي هستند، ولي نه هيچگونه فشاري بر آنها وارد ميشود و نه دستخوش تضادهاي دروني و تسلط يكي از گرايشها بر ديگري قرار ميگيرند. اما نفوس متعلق به ماده، مانند انسان، داراي مرتبهٔ نازلتري از اختيار هستند و كمابيش ارادهٔ آنان تحت تأثير عوامل بيروني و دروني شكل ميگيرد. در عين حال همهٔ افعال اختياري ايشان در يك سطح نيست و مثلاً اختيار انسان در ايجاد صورتهاي ذهني (كه از قبيل فعل بالرضاست) خيلي بيشتر و كاملتر از اختيار وي در انجام كارهاي بدني ميباشد (كه از قبيل فعل بالقصد است)؛ زيرا كارهاي اخير، نياز به شرايط غيراختياري نيز دارند.