آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٧٧ - خلاصه
١٠. اين قول نيز در اين اشكال شريك است كه علم تفصيلي به مخلوقات در مقام ذات را نفي ميكند.
١١. نظريهٔ صدرالمتألهين اين است كه چون وجود خداي متعالي در عين وحدت و بساطت، واجد همهٔ كمالات مخلوقات ميباشد، علم به ذات خودش عين علم به آنها خواهد بود.
١٢. اما نظر به اينكه وي براي تحقق علم، تجرد معلوم بالذات را هم شرط ميداند، در اينجا هم ملتزم شده است كه علم الهي مستقيماً به ماديات تعلق نميگيرد.
١٣. در جاي خودش توضيح داده شد كه در علم حضوري علت هستيبخش، چنين شرطي معتبر نيست و پراكندگي اجزاء ماديات در گسترهٔ زمان و مكان، منافاتي با حضور همهٔ آنها براي خداي متعالي ندارد.
١٤. نتيجه آنكه علم به همهٔ مخلوقات، اعم از مجرد و مادي، عين علم به ذات ميباشد.
١٥. قدرت عبارت است از مبدئيت فاعل حي مختار براي افعال اختياريش.
١٦. با توجه به اينكه خداي متعالي داراي همهٔ كمالات وجودي ميباشد، روشن ميگردد كه قدرت بر انجام هر كاري را خواهد داشت.
١٧. قدرت مفهومي است مشكك كه شامل قدرت حيوان و انسان و مجردات تام هم ميشود، ولي عاليترين مصداق آن مخصوص خداي متعالي است، و اطلاق چنين مفهومي بر ذات مقدس الهي، مستلزم اموري كه از لوازم مصاديق ناقص آن ميباشند نخواهد بود.
١٨. آنچه لازمهٔ اثبات قدرت براي خداي متعالي است، عبارت است از علم و حبي كه عين ذات مقدس وي ميباشد، نه علم حصولي و نه شوق و داعي زائد بر ذات.
١٩. اثبات قدرت مستلزم اثبات اختيار نيز هست؛ زيرا مفهوم قدرت اختصاص به فاعل مختار دارد.
٢٠. سؤال از تعلق قدرت به محالات، غلط و مشتمل بر تناقض است، و ازاينرو دايرهٔ مقدورات منحصر به ممكنات خواهد بود، اما لازمهٔ مقدور بودنِ چيزي، مراد بودن آن نيست و از اين جهت دايرهٔ مرادات الهي، اضيق از مقدورات اوست.