آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٧٢ - حركت مكاني
ميباشد و فلاسفه مقولهٔ «اَين» را بهعنوان مسافتِ آن معرفي كردهاند، ولي همچنانكه قبلاً گفته شد، مقولهٔ «اَين» مانند ديگر مقولات نسبي، ماهيت نوعي يا جنسي نيست، بلكه مفهومي است اضافي و نسبي كه از نسبت شيء به مكان انتزاع ميشود و خود مكان هم از عوارضِ تحليليه اجسام است و مابازاء عيني ندارد، و در واقع مكان هر چيزي، جزئي از حجم كل جهان مادي است كه جداگانه در نظر گرفته ميشود، نه اينكه وجود منحازي داشته باشد.
به هر حال، حركت مكاني يا ارادي است، مانند اينكه انسان به ارادهٔ خودش از جايي بهجاي ديگر منتقل شود، و يا غيرارادي است، مانند حركات مكاني اجسام بيجان. حركت غيرارادي به نوبهٔ خود به حركت طبيعي و قسري منقسم ميگردد؛ زيرا يا مقتضاي طبيعت شيء است و يا در اثر نيروي قاسري پديد ميآيد.
اما حركت ارادي كه مستند به نفس ارادهكننده ميباشد، در واقع فعلي است تسخيري كه بدون واسطه از نفس سر نميزند بلكه نفس حيوان و انسان يك عامل طبيعي را براي تحريك بدن يا جسم ديگري بهكار ميگيرد. پس فاعل قريب و بيواسطهٔ حركت ارادي هم طبيعت است.
از سوي ديگر، حركت قسري هم خواه مستند به «قاسر» باشد، چنانكه ما آن را تأييد كرديم، و خواه مستند به «مقسور»، آنچنانكه اكثر فلاسفه قائل شدهاند، بالأخره از طبيعت جسم صادر ميشود. پس هر حركتي مستند به طبيعت ميباشد و بر اين اساس، طبيعت بهعنوان مبدأ فاعلي براي حركت اجسام معرفي شده است. به ديگر سخن هر حركتي مبدأ ميلي دارد كه يا از خواص طبيعت جسم است و يا به واسطهٔ تأثير طبيعت ديگري در آن پديد ميآيد.
فلاسفهٔپيشينبرايمبدأميل دراجسام متحرك بياناتي داشتهاندكه دردرسسيوهشتم بهبعضي ازآنهااشارهشد.ولياينبياناتمبتني بر فرضيههاي علوم طبيعي سابق بوده و با نظرياتعلمي جديدوفق نميدهد.امابهطوركلي ميتوان گفت كه حركت اجسام از دو حال خارج نيست:يامقتضاي طبيعت موجود متحرك است و در اين صورت تا مانعي براي آن پديدنيايدادامه مييابد،و يا ذات موجود متحرك اقتضايي براي حركت ندارد، بلكه در اثر عامل خارجي تحقق مييابد، و اگر آن عامل خارجي هم ذاتاً اقتضايي