آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٣ - علت انحصاري و جانشين پذير
علت تامه و ناقصه
علت يا بهگونهاي است كه براي تحقق معلول كفايت ميكند و وجود معلول متوقف بر چيز ديگري جز آن نيست، و به عبارت ديگر با فرض وجود آن، وجود معلول ضروري است كه در اين صورت آن را «علت تامه» مينامند؛ و يا بهگونهاي است كه هرچند معلول بدون آن تحقق نمييابد، ولي خود آن هم بهتنهايي براي وجود معلول كفايت نميكند و بايد يك يا چند چيز ديگر را بر آن افزود تا وجود معلول ضرورت يابد، و در اين صورت آن را «علت ناقصه» ميگويند.
بسيط و مركب
از نظر ديگر ميتوان علت را به بسيط و مركب تقسيم كرد: علت بسيط مانند مجرد تام (خداي متعالي و جوهرهاي عقلاني كه بايد در جاي خودش اثبات شود)، و علت مركب مانند علتهاي مادي كه داراي اجزاء مختلفي ميباشند.
علت بيواسطه و باواسطه
از نظر ديگر ميتوان علت را به «بيواسطه» و «باواسطه» تقسيم كرد؛ مثلاً تأثير انسان را در حركت دست خودش ميتوان بيواسطه دانست و تأثير او را در حركت قلمي كه بهدست دارد با يك واسطه، و در نوشتهاي كه مينويسد با دو واسطه، و بر معنايي كه در ذهن خواننده پديد ميآيد با چند واسطه شمرد.
علت انحصاري و جانشينپذير
گاهي علت پيدايش يك معلول، موجود معيّني است، و معلول مفروض جز از همان علت خاص به وجود نميآيد، كه دراين صورت علت مزبور را «علت منحصره» ميخوانند، و گاهي معلولي از چند چيزعلي البدل به وجود ميآيد و وجود يكي از آنها براي پيدايش آن