آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٦٠ - تقسيم حركت براساس شتاب
در ميان همهٔ ويژگيهاي حركت، مهمترين چيزي كه محور بحثهاي فلسفي در اقسام حركت واقع شده، بستر و مسافت حركت است. ولي قبل از آنكه به اين مبحث بپردازيم، سزاوار است بحث كوتاهي دربارهٔ تقسيم حركت بهحسب اختلاف شتاب داشته باشيم و ضمناً مسئلهٔ تكاملي بودن حركت و رابطهٔ آن را با شتاب مورد بررسي قرار دهيم.
تقسيم حركت براساس شتاب
اتومبيلي را در نظر بگيريد كه عقربهٔ كيلومترشمار آن تدريجاً از صفر بهطرف يكصد كيلومتر در ساعت، بالا ميرود، و مدتي روي اين شماره ميايستد و سپس تدريجاً بهطرف صفر پايين ميآيد. اين اتومبيل در طول مدت حركت خود، از نقطهٔ (الف) به نقطهٔ (ب) انتقال مييابد كه حركتي انتقالي و در بستر مكان ميباشد، اما در اين جريان، دو تغيير تدريجي ديگر هم مشاهده ميشود، يكي تغيير سرعت از صفر به يكصد، و ديگري تغيير آن از يكصد به صفر. اين تغيير نيز از نظر فلسفي مشمول تعريف حركت است و ميتوان آن را نوعي حركت كيفي بهشمار آورد، از اين جهت كه تندشدن و كندشدن، دو كيفيت ويژهٔ حركت محسوب ميشوند كه عارض كميت سرعت آن ميگردند.
نظير همين تغيير را در انواع ديگري از حركت ميتوان در نظر گرفت و حتي يك حركت كيفي، از نظر ديگري ميتواند متصف به حركت كيفي ديگري شود؛ مثلاً فرض كنيد كه جسم بيرنگي تدريجاً سياهرنگ ميشود و مدتي به همان حالت سياهي باقي ميماند و سپس رنگ آن تدريجاً ميپرد و دوباره بيرنگ ميگردد. بيشك تغيير رنگ جسم، حركتي در مقولهٔ كيف بهشمار ميرود، اما ممكن است درجهٔ سياه شدن يا رنگ پريدن آن در همهٔ اجزاء زمان يكنواخت نباشد و مثلاً سرعت سياه شدنِ آن تدريجاض افزايش يابد و سپس بههمين منوال رو به كاهش برود. اين تغيير سرعت، تغيير ديگري غير از اصل تغيير رنگ است و ازاينرو ميتوان آن را حركتي روي حركت اول تلقي كرد، چنانكه ميتوان حركت يكنواخت را فاقد اين تغيير دانست و آن را از نظر سرعت «ثابت» شمرد.