آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤١٢ - علم خداشناسي و موضوع آن
عقلي و براهين فلسفي حاصل ميشود، طبعاً مفاهيم كلي عقلي خواهد بود. از اينجا نكتهٔ گزينش واژهٔ «واجبالوجود» از طرف حكماي الهي روشن ميشود.
ما در ضمن درسهاي اين بخش، دربارهٔ اينكه اساساً «اللّه» را تا چه اندازه و به چه وسيله ميتوان شناخت، بحثي خواهيم داشت، ولي موضوع اين بخش را طبق سنت فلسفي و كلامي «خدا = واجبالوجود» قرار ميدهيم.
علم خداشناسي و موضوع آن
علم خداشناسي شريفترين و ارزشمندترين علوم فلسفي است و تكامل حقيقي انسان بدون معرفت الهي ممكن نيست؛ زيرا چنانكه در جاي خودش به ثبوت رسيده است، كمال حقيقي انسان تنها در سايهٔ قرب الهي تحقق مييابد و بديهي است كه تقرب به خداي متعالي بدون معرفت او امكان نخواهد داشت.
هرچند اثبات موضوع يك علم از مسائل آن علم بهشمار نميرود، و اگر موضوعِ علمي احتياج به اثبات داشته باشد علي القاعده بايد در علم ديگري كه تقدم رتبي بر آن دارد به اثبات برسد، اما گاهي وجود موضوع علم بهعنوان يكي از مبادي آن، در مقدمه مورد بحث قرار ميگيرد. ازجمله، سنت بر اين جاري شده كه بحث از وجود خداي متعالي در خود علم الهي و معرفهٔ الربوبيهٔ انجام بگيرد. ازاينرو با اينكه مباحث علت و معلول (مخصوصاً درس سي و هفتم)، ما را از بحث در اين زمينه مستغني ميسازد، در عين حال به پيروي از سنت حكماي الهي اين مبحث را مستقلاً در آغاز اين بخش مطرح ميكنيم.
ولي قبل از پرداختن به استدلال، دو نكته را يادآور ميشويم: يكي آنكه عدهاي از بزرگان فرمودهاند كه شناخت خداي متعالي امري فطري و بينياز از استدلالات فلسفي است، و ديگري آنكه بعضي از فلاسفه تصريح كردهاند به اينكه اقامهٔ برهان بر وجود خداي متعالي صحيح نيست.[١] بنابراين لازم است اين دو موضوع را قبلاً مورد بررسي قرار دهيم.
[١] ر.ك: الهيات شفاء، مقالهٔ ٨، ف٤؛ تعليقات، ص٧٠.