آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٩٥ - مقدمه
مقدمه
انسان همواره شاهد تغيرات و دگرگونيهايي در اجسام و نفوسِ متعلق به ماده بوده و هست، بهطوري كه ميتوان ادعا كرد كه هيچ موجود مادي يا متعلق به مادهاي نيست كه دستخوش نوعي تغير و تحول قرار نگيرد و در جاي خودش ضرورت حركت جوهريه براي همهٔ ماديات با برهان ثابت خواهد شد كه مستلزم حركت تَبَعي اعراض آنها ميباشد.
از سوي ديگر، دامنهٔ تبدل موجودي به موجود ديگر بهطوري كه هريك از آنها داراي ماهيت مستقلي باشد، بهقدري وسيع است كه ميتوان حدس زد كه هر موجود مادي قابل تبدل به موجود مادي ديگري است. ازاينرو از ديرزمان به وجود اصل واحدي براي جهان قائل شدهاند كه با تحولاتي كه براي آن رخ ميدهد، تبديل به اشياء گوناگون ميگردد و بسياري از فلاسفه تنها اجسام فلكي را از اين قاعده استثنا كردهاند، و به ديگر سخن موضوع اين قاعدهٔ را اجسام عنصري دانستهاند.
ولي صرفنظر از بطلان فرضيهٔ افلاك تبديلناپذير، احتمال اينكه نوعي موجود مادي در گوشهاي از جهان پهناور وجود داشته باشد كه قابل تبديل به موجود مادي ديگري نباشد را نميتوان با برهان عقلي نفي كرد، هرچند چنين احتمالي بسيار ضعيف و بعيد بهنظر ميرسد، و ميدانيم كه نظريهٔ معروف در فيزيك جديد اين است كه ماده و انرژي و حتي انواع انرژي هم قابل تبديل به يكديگرند.
اما بهرغم عموميت دگرگوني نسبت به همهٔ ماديات، و گستردگي دامنهٔ تغيرات، تجارب عملي نشان ميدهد كه هرچيزي مستقيماً قابل تبديل به هرچيز ديگري نيست و حتي اگر