آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٧٠ - راه شناختن علت هاي مادي
در مرتبهٔ نظريات يقيني است كه از سويي مبتني بر اصل بديهي عليت، و از سوي ديگر مبتني بر مقدمات تجربي هستند؛ يعني بعد از اينكه وجود حقيقي براي موجودات مادي ثابت شد و شبهات ايدهآليستي رد گرديد، آنگاه با كمك تجاربي كه ثابت ميكنند كه بعضي از پديدههاي مادي بدون بعضي ديگر تحقق نمييابند، چنين نتيجه گرفته ميشود كه رابطهٔ عليت بهمعناي عام آن، يعني مطلق وابستگي (نه وابستگي مطلق)، در ميان موجودات مادي هم برقرار است و موجود مادي علاوه بر اينكه در اصل هستي نياز به علت هستيبخش دارد، تغييرات و دگرگونيهاي آن در گرو تحقق شرايطي است كه بهوسيلهٔ موجودات مادي ديگر فراهم ميشود؛ شرايطي كه در واقع ماده را مستعد دريافت كمال وجودي جديدي ميسازد، هرچند كمال قبلي را از دست بدهد.
راه شناختن علتهاي مادي
همانگونه كه اشاره شد، براي شناختن مطلق علت و معلول راههاي مختلفي وجود دارد، ولي راه شناختن علت و معلولهاي مادي، منحصر به برهان تجربي است، يعني برهاني كه در آن از مقدمات تجربي هم استفاده شده باشد.
گاهي چنين تصور ميشود كه مشاهدهٔ مكرر دو پديدهٔ متعاقب، دليل علت بودن پديدهٔ اول براي پديدهٔ دوم است؛ يعني براي اثبات عليت يك موجود مادي براي موجود ديگر، مقدمهاي از تجربه گرفته ميشود، به اين شكل: «اين پديده مكرراً متعاقب پديدهٔ ديگر بهوجود ميآيد»، آنگاه مقدمهٔ ديگري به آن ضميمه ميشود كه «هر دو موجودي كه به اين صورت تحقق يابند، اولي علت دومي است» و نتيجه گرفته ميشود كه در مورد تجربه شده، پديدهٔ اول علت پديدهٔ دوم است. ولي چنانكه بارها اشاره شده، تقارن يا تعاقب اعم از عليت است و نميتوان آن را دليل قطعي بر عليت دانست؛ يعني كبراي اين قياس يقيني نيست و ازاينرو نميتوان نتيجهٔ آن را هم يقيني شمرد.
منطقيين در مقام بيان اعتبار قضاياي تجربي گفتهاند كه تلازم دو پديده به طور دائم يا