آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٩٧ - جوهر جسماني
جوهر جسماني
در درس بيست و سوم، وجود واقعيت مادي به اثبات رسيد و توضيح داده شد كه تصور اينكه جهان مادي تنها در عالم نفس و در ظرف ادراك انسان وجود دارد، پنداري نادرست است؛ زيرا انسان با علم حضوري مييابد كه صور حسي را خودش بهوجود نميآورد، پس ناچار علتي بيرون از خودش هست كه بهنحوي تأثير در پيدايش ادراكات حسي وي دارد.
اما فرض اينكه خداي متعالی بدون واسطه اين صورتهاي ادراكي را در نفس ما پديد ميآورد ـ آنچنانكه از سخنان منقول از باركلي بهدست ميآيدـ نيز فرض صحيحي نيست؛ زيرا نسبت فاعل مجرد به همهٔ نفوس و همهٔ زمانها و مكانها مساوي است. پس پديد آمدن پديدهٔ خاص در زمان معيّن، بدون وساطت فاعلهاي اِعدادي و حصول شرايط خاص زماني و مكاني صورت نميپذيرد، گو اينكه همهٔ عالم هستي آفريدهٔ خداي متعالی است و او تنها كسي است كه هستي موجودات را افاضه ميفرمايد. چنانكه در جاي خودش بيان خواهد شد. بهعلاوه، با انكار وجود ماده جايي براي نفس بهعنوان جوهر متعلق به ماده وجود نخواهد داشت و بايد آن را از قبيل جواهر عقلاني و مجردات تام بهحساب آورد، در صورتي كه مجرد تام معروض اعراض و دستخوش دگرگونيها واقع نميشود.
حاصل آنكه اعتقاد به جهان مادي، علاوه بر اينكه يك اعتقاد ارتكازي و به يك معنا «فطري» است، مقتضاي برهان عقلي نيز هست.
در اين ميان بعضي از انديشمندان غربي اظهار داشتهاند كه آنچه از جهان مادي قابل اثبات است، تنها اعراضي است كه مورد تجربهٔ حسي قرار ميگيرد و چيز ديگري بهنام «جوهر جسماني» قابل اثبات نيست؛ مثلاً هنگامي كه يك سيب مورد ادراك حسي ما قرار ميگيرد، بهوسيلهٔ چشم، رنگ و شكل آن را ميبينيم و بهوسيلهٔ بيني، بوي آن را استشمام ميكنيم و با لمس كردن، نرمي آن را درك ميكنيم و با خوردن آن، مزهاش را ميچشيم، اما با هيچ حسي درك نميكنيم كه علاوه بر رنگ و شكل و بوي و مزه و مانند آنها چيز ديگري بهنام جوهر سيب وجود دارد كه محل اين اعراض ميباشد.