آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٦٠ - ماهيت علم حصولي
حضوري ندارند تا ذات عالم آنها را بيابد. اما بعضي ديگر مانند محقق سبزواري چنين شرطي را در اين قسم معتبر ندانسته، معتقدند كه غايب بودن اجزاء ماديات از يكديگر منافاتي ندارد با اينكه نسبت به موجودي كه احاطهٔ وجودي بر آنها دارد حضور داشته باشند، چنانكه پراكندگي موجودات زماني در ظرف زمان، منافاتي با اجتماع آنها نسبت به ظرف دهر و موجودات محيط بر زمان ندارد، و حق همين قول است.
قسم چهارمي نيز براي علم حضوري تصور ميشود و آن علم دو معلول همرتبهٔ مجرد نسبت به يكديگر است، ولي اثبات اين قسم بهوسيلهٔ برهان مشكل است.
حاصل آنكه در همهٔ اقسام علم حضوري، علم عين ذات عالِم و مجرد است و طبعاً از قبيل اعراض و كيفيات نفساني نيست، هرچند ممكن است معلوم، جوهر باشد يا عرض، و طبق نظريهٔ مورد تأييد، مجرد باشد يا مادي.
ماهيت علم حصولي
بدون شك علم بهمعناي اعتقاد جزمي در مقابل ظن و شك، مانند آنها از حالات و كيفيات نفساني، و مثل ساير اقسام كيف نفساني، مجرد از ماده ميباشد؛ زيرا معنا ندارد كه عرض مادي در موضوع مجرد تحقق يابد. اما قضاوت دربارهٔ علم بهمعناي قضيهٔ منطقي و اجزاء آن، احتياج به دقت بيشتري دارد؛ زيرا همانگونه كه اشاره شد، قضيه از امور مختلفي تشكيل ميشود كه بهطور سربسته نميتوان همهٔ آنها را كيف نفساني دانست، و شايد يكي از علل اختلاف در سخنان بعضي از فلاسفه همين باشد كه در موردي نظر ايشان به بعضي از اجزاء قضيه بوده، و در مورد ديگري به بعضي ديگر از آنها نظر داشتهاند.
به هرحال، اركان قضيهٔ حمليه كه همان موضوع و محمول باشد، دو مفهوم مستقلي استكه هركدام جداگانه و بدون نياز به تصور چيزي ديگر، قابل ادراك ميباشد. اما وضع در نسبت و حكم بهگونهٔ ديگري است؛ زيرا اينها بدون تصور موضوع و محمول تحقق نمييابند و مفهوم آنها از قبيل معاني حرفي و ربطي است. ازسوي ديگر، مفهوم موضوع و