آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٦٢ - تقسيم حركت براساس شتاب
اما اگر كسي ادعا كند كه هر حركتي در همان حيثيت حركت بودنش تكامل مييابد، ادعاي وي با پذيرفتن حركت يكنواخت و حركت بيشتاب سازگار نيست و روشن است كه چنين ادعايي خلاف وجدان و بداهت ميباشد و براي اثبات آن نميتوان به پارهاي از تعريفات حركت استناد كرد. علاوه بر اينكه تعريفات يادشده همچنين ادعايي را اثبات نميكنند؛ زيرا حداكثر چيزي كه از آنها ميتوان استفاده كرد اين است كه موجود متحرك در اثر حركت به فعليت و كمال جديدي ميرسد، و چنانكه اشاره شد تكامل يافتن متحرك، منافاتي با نزولي بودن سرعت حركت ندارد.
و اما اينكه آيا هر حركتي موجب تكامل متحرك ميشود يا نه؟ مسئلهٔ ديگري است كه اينك به بررسي آن ميپردازيم:
تكامل متحرك در اثر حركت
دانستيم كه تكاملي بودن حركت بهمعناي شدت يافتن و شتاب گرفتن آن كليت ندارد و هيچكدام از تعاريف حركت هم اشعاري به اين مطلب ندارد. اما بهمعناي تكامل يافتن متحرك در اثر حركت، ممكن است از دو تعريف يادشده چنين استنباطي بشود كه چون متحرك بهواسطهٔ حركت به فعليت و كمال جديدي ميرسد، ضرورتاً هر حركتي اشتدادي و موجب تكامل يافتن متحرك خواهد بود.
كساني كه چنين استنباطي كردهاند، خود را با مشكل بزرگي مواجه ديدهاند و آن اين است كه بسياري از اشياء تدريجاً رو به ضعف و پژمردگي و نابودي ميروند و نهتنها حركات و دگرگونيهاي تدريجي آنها بر كمالشان نميافزايد، بلكه پيوسته از كمالاتشان ميكاهد و آنها را به مرگ و نيستي نزديك ميكند، چنانكه نباتات و حيوانات پس از گذراندن دوران رشد و شكوفايي، وارد مرحلهٔ پيري و ناتواني ميشوند و حركت ذبولي و نزولي آنها آغاز ميگردد.
براي رهايي از اين مشكل،به اين صورت چارهجويي كردهاند كه اينگونه حركات