آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٩٨ - جوهر نفساني
در برابر ايشان بايد گفت گو اينكه ما حس جوهرشناس نداريم، اما با عقل خود ميفهميم كه موجود خارجي يا حالت و صفتي براي شيء ديگر و نيازمند به موضوعي است كه متصف به آن شود و در اين صورت «عرض» خواهد بود، و يا نيازمند به موضوع و موصوف خارجي نيست و در اين صورت آن را «جوهر» ميناميم. پس آنچه متعلق ادراكات حسي قرار ميگيرد، اگر عرض باشد ناچار نيازمند به موضوع جوهري ميباشد، و اگر نيازي به موضوع نداشته باشد خود آن جوهر خواهد بود. به هر حال، از نظر عقل چارهاي جز پذيرفتن وجود جوهر جسماني نيست. اما تعيين جواهر و اعراض خارجي، مسئلهٔ ديگري است كه فعلاً درصدد بررسي آن نيستيم.
جوهر نفساني
در درس سيزدهم اشاره كرديم كه علم حضوري به نفس، عين وجود آن است و هر انساني كمابيش از چنين علمي برخودار است، ولي اين علم مراتبي دارد و در آغاز، مرتبهٔ ضعيفي از آن تحقق مييابد كه متناسب با ضعف وجودِ نفس ميباشد و از اين جهت مورد آگاهي قرار نميگيرد. تدريجاً آگاهي ضعيفي نسبت به آن پيدا ميشود، ولي باز هم در حدي نيست كه بتواند تفسير ذهني روشني از آن داشته باشد و از اين جهت آن را با بدن اشتباه ميكند. هرقدر وجود نفس كاملتر و مرتبهٔ تجردش بالاتر باشد، آگاهي وي از خودش بيشتر خواهد بود تا به حدي كه آن را با روشني كامل مييابد كه جوهري است مجرد و مستقل از بدن. اما چنين علمي جز براي كساني كه مراحلي از تكامل معنوي را پيموده باشند حاصل نميشود، و ازاينرو اكثر انسانها براي حصول علم آگاهانه به تجرد نفس، نيازمند به برهان ميباشند.
براي اثبات تجرد نفس راههاي گوناگوني وجود دارد كه بررسي همهٔ آنها درخور كتاب مستقلي است. از جملهٔ آنها دلايلي است كه با استفاده از رؤياها و احضار ارواح و خوابهاي مغناطيسي و همچنين از اعمال مرتاضان و كرامات اوليای خدا و مانند آنها