آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٦٣ - خلاصه
خلاصه
١. در مورد شناختن صفات خداي متعالي سه گرايش وجود دارد:
يكي گرايش تشبيه، و ديگري گرايش تعطيل، و سومي گرايش ميانه كه مورد تأييد عقل و نقل است.
٢. معرفت حضوري به خداي متعالي داراي درجات متفاوتي است، ولي عاليترين درجهاي هم كه براي مخلوقات حاصل ميشود، بهمعناي احاطه بر ذات الهي نيست.
٣. معرفت حصولي به خداي متعالي از راه مفاهيم عقلي تجريدشده از خصوصيات نقص و امكان حاصل ميشود.
٤. همهٔ مفاهيم ماهوي و آن دسته از مفاهيم غيرماهوي كه نشاندهندهٔ نوعي نقص و محدوديت در موجودات هستند، قابل اطلاق بر خداي متعالي نيست.
٥. صفات ثبوتيهٔ الهي عبارت است از مفاهيمي كه دلالت بر كمال وجود ميكند و متضمن هيچ معناي عدمي و امكاني نيست.
٦. صفات سلبيهٔ الهي عبارت است از سلب مفاهيمي كه دلالت بر نوعي نقص و محدوديت دارد.
٧. بازگرداندن صفات ثبوتيه به معاني سلبيه صحيح نيست؛ زيرا اولاً، سلب يكي از نقيضين در حكم اثبات ديگري است، و ثانياً، سلب مفاهيمي مانند جهل و عجز كه از امور عدمي هستند، مستلزم اثبات مقابل آنها، مانند علم و قدرت در مرتبهٔ مقدم است.
٨. صفات ذاتيه عبارت است از مفاهيمي كه از ذات الهي با توجه به نوعي كمال وجودي انتزاع ميشود، مانند علم و قدرت و حيات.
٩. صفات فعليه عبارت است از مفاهيمي كه از مقايسهٔ خداي متعالي با مخلوقاتش انتزاع ميشود، مانند خالقيت و ربوبيت.
١٠. اثبات صفات ذاتيه براي خداي متعالي بهمعناي اثبات امورعيني ديگري غير از