آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٦٥ - خلاصه
خلاصه
١. علم حضوري، يافتن وجود معلوم است، و اين يافتن چيزي زائد بر ذات عالِم نيست و مصداق آن يا ذات مقدس حق متعال است يا ذوات عقول طولي و عرْضي يا جوهر نفس. بنابراين هيچيك از مصاديق آن از قبيل كيف نفساني نيست.
٢. علم حضوري به چهار صورت تصور ميشود: علم موجود مجرد به ذات خودش كه مورد اتفاق است، و علم علت مفيضه به معلولش، و علم معلول به علت مفيضهاش، و علم دو معلول مجرد به يكديگر. اما اثبات قسم اخير بهوسيلهٔ برهان مشكل است.
٣. صدرالمتألهين در علم علت به معلول نيز تجرد معلوم را شرط دانسته است، ولي حق عدم اعتبار اين شرط است؛ زيرا علت هستيبخش، احاطهٔ وجودي بر معلول مادي خودش هم دارد و پراكندگي اجزاء آن از يكديگر منافاتي با حضور آنها براي وي ندارد.
٤. علم حصولي با وساطت صورت يا مفهوم ذهني حاصل ميشود و مخصوص نفوس متعلق به ماده است.
٥. علم حصولي بهمعناي اعتقاد جزمي در مقابل ظن و شك، از كيفيات نفساني است.
٦. نيز ميتوان تصوراتي را كه اركان قضيه بهشمار ميروند، از قبيل كيف نفساني دانست.
٧. اما نسبت و حكم، فعل نفس هستند و قيام آنها به نفس، قيام صدوري است، ولي چون وجود آنها تابع و طفيلي وجود موضوع و محمول است، تجرد آنها نيز ثابت ميشود.
٨. بهترين دليل تجرد همهٔ اقسام علم، قسمتناپذيري آنهاست.
٩. يكي از ادلهٔ تجرد ادراك، بزرگتر بودن صورت مرئي از اندام بينايي و از همهٔ بدن است.
١٠. دليل ديگر اين است كه قوام ادراك، به توجه نفس ميباشد، در صورتي كه اگر امري مادي ميبود هميشه با فراهم شدن شرايط مادي (بدون نياز به توجه نفس) حاصل ميشد.