آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٦٤ - خلاصه
ذات نيست، بلكه همهٔ آنها مفاهيمي است كه از مصداق واحدي انتزاع ميشود، و به عبارت ديگر، صفات ذاتيه عين ذات الهي است.
١١. اشاعره صفات ذاتيه را اموري خارج از ذات و ناآفريده ميدانند و قائل به «قدماء ثمانيه» شدهاند.
١٢. اين قول، يا مستلزم تعدد واجبالوجود و يا مستلزم اثبات موجوداتي است كه نه واجبالوجود هستند و نه ممكنالوجود.
١٣. معتزله قائل به نفي صفات شدهاند و اسناد صفات ذاتيه را به خداي متعالي نوعي مجاز تلقي كردهاند.
١٤. لازمهٔ قول ايشان اين است كه ذات الهي فاقد كمالات باشد، مگر اينكه آن را حمل بر «نفي صفات زائد بر ذات» نماييم.
١٥. در مورد صفات فعليه هم غير از ذات الهي و مخلوقات، امور عيني ديگري كه مابازاء اين صفات شمرده شوند وجود ندارد. به عبارت ديگر، اين صفات نه عين ذات الهي هستند و نه حاكي از امور عيني ديگر.
١٦. چون قوام صفات فعليه به اضافهٔ بين خالق و مخلوق است، بدون در نظر گرفتن يكي از طرفين اضافه انتزاع نميشود.
١٧. افعال الهي متعلق به امور زماني و مكاني، از نظر انتساب به اين متعلقات داراي قيود زماني و مكاني، و از نظر انتساب به خداي متعالي، منسلخ از اين قيود است.
١٨. اگر صفات فعليه را بهلحاظ منشأ ذاتي آنها در نظر بگيريم، بازگشتِ آنها به صفات ذاتيه است، مانند اينكه خالق را بهمعناي كسي كه قدرت بر آفرينش دارد در نظر بگيريم.