آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٧٠ - مسئلهٔ زمان و مكان
با توجه به اينكه در درس گذشته از مكانداري و زمانداري بهعنوان ويژگيهاي ماديات سخن به ميان آمد، مناسب ديديم كه در اينجا به توضيحي پيرامون مكان و زمان بپردازيم.
مسئلهٔ زمان و مكان
در همهٔ زبانها واژههايي معادل جاي و مكان و گاه و زمان وجود دارد و همهٔ مردمان براي اشياء مادي نسبتي به مكان و زمان قائل هستند كه آن را بهصورتهاي گوناگون بيان ميكنند: خورشيد در آسمان است؛ دريا جاي زندگي ماهيهاست؛ كتاب روي ميز است و... .
همچنانكه ميگويند: پيغمبر گرامي اسلام(صلى الله عليه وآله) در قرن ششم ميلادي متولد شد؛ در زمان آن حضرت جنگهايي ميان مسلمانان و كافران روي داد؛ ديروز مدرسه تعطيل بود و... . بهطور كلي، درك عمومي اين است كه هر جسمي جايي دارد، بلكه غالب مردم اين حكم را تعميم ميدهند و چنين ميپندارند كه هيچ موجودي بدون مكان نيست، چنانكه سادهانديشان براي خداي متعالي هم جايي در آسمانها يا بالاتر از آنها تصور ميكنند كه البته تصوري است نادرست و در جاي خودش بيان خواهد شد، و عين اين مطلب دربارهٔ زمان و نسبت اشياء و پديدهها به آن هم جريان دارد.
طبعاً فيلسوف، كه شناختن و شناساندن حقايق اشياء را بهعهده ميگيرد، ميبايست پاسخي به اين سؤال نيز بدهد كه حقيقت مكان و زمان چيست؟ مخصوصاً با توجه به اينكه در بسياري از مسائل فلسفي با اين مفاهيم برخورد ميكنيم، چنانكه در درس گذشته مكان و زمان را بهعنوان ويژگيهاي امور مادي معرفي كرديم، و در مبحث خداشناسي به نفي مكان و زمان از خداي متعالي ميپردازيم.
نخستين مشكلي كه در تبيين حقيقت مكان و زمان وجود دارد و آن را بهصورت مسئلهٔ دشواري در ميآورد، ايناست كه مكان و زمان قابل تجربهٔ حسي نيستند و در دام هيچ يك از اندامهاي حسي ما نميافتند: نه باچشم ديده ميشوند، نه با لامسه لمس ميشوند و نه باهيچ حس ديگري درك ميشوند، و در عين حال، اشياء محسوس رابه آنها نسبت