آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٩٦ - هدف داري خداي متعالي
مورد توجه او قرار نگيرند و يا انگيزهاي براي دستيافتن به آنها نداشته باشد. ازاينرو معمولاً كار را براي رسيدن به يكي از آثار و نتايج انجام ميدهد، هرچند ممكن است كاري را براي چند هدف همعرْض نيز انجام دهد.
اما در مورد مجرد تام، همهٔ آثار خيري كه بر كاري مترتب ميشود، مورد نظر و مطلوب اوست و هرچند مطلوبيت همهٔ آنها تابع مطلوبيت كمال موجود در خود اوست، ولي ممكن است در ميان مطلوبهاي بالتبَع، رابطهٔ اصالت و تَبعيت نسبي برقرار باشد، مثلاً هرچند وجود جهان و وجود انسان از آن جهت كه پرتوي از كمال الهي هستند براي خداي متعالي مطلوب بالتبَع ميباشند، اما چون انسان از كمالات بيشتر و بالاتري برخوردار است و پيدايش جهان، مقدمهاي براي پيدايش وي ميباشد، ازاينرو ميتوان براي انسان مطلوبيت اصيلي نسبت به مطلوبيت جهان در نظر گرفت.
هدفداري خداي متعالي
با توجه به نكاتي كه بيان شد، روشن ميشود كه وجود علت غائي براي هر كار اختياري ضرورت دارد، خواه كار ايجادي باشد يا اِعدادي، و خواه كار دفعي باشد يا تدريجي، و خواه فاعليت فاعل بالقصد باشد يا بالرضا يا بالعنايه يا بالتجلي.
و علت غائي در حقيقت امري است در ذات فاعل، نه نتيجهٔ خارجي كار، و اطلاق علت غائي بر نتيجهٔ خارجي، اطلاقي مجازي و بالعرض است، بهلحاظ اينكه محبت يا رضايت يا شوق فاعل، به حصول آن تعلق ميگيرد، و غايت بودن نتيجهٔ خارجي براي كارهاي اِعدادي و تدريجي، بهمعناي منتهياليه حركت، ارتباطي با علت غائي ندارد و غايت بالذات حركت، غير از علت غائي بالذات است (دقت شود).
بنابراين افعال الهي هم از آن جهت كه اختياري هستند داراي علت غائي ميباشند، و منزه بودن ساحت الهي از علوم حصولي و شوق نفساني، مستلزم نفي علت غائي از ذات او نيست، چنانكه مستلزم نفي علم و حب از ذات مقدسش نميباشد.