آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٧٤ - حقيقت مكان
مايعي است مركب از اكسيژن و ئيدروژن، بلكه از آن جهت كه گنجايش شيء مكاندار را دارد و آنچه در حقيقت لحاظ ميشود ظرفيت آن است نه جوهر آن.
با توجه به اين دو نكته ميتوان گفت هرگاه مقداري از حجم جهان را جداگانه در نظر بگيريم و آن را با جسمي كه در آن گنجيده است بسنجيم، حجم مزبور مكان آن خواهد بود.
لازم به تذكر است كه گاهي مكان بر مقدار حجمي اطلاق ميشود كه گنجايش بيش از شيء منسوب به آن را دارد، چنانكه خانه و شهر را مكان شخص مينامند. فلاسفه به اين نكته توجه داشتهاند و چنين مكانهايي را «مكانهاي غيرحقيقي» ناميدهاند.
حاصل آنكه مكان حقيقي هر شيء عبارت است از مقداري از حجم جهان كه مساوي با حجم جسم منسوب به مكان باشد، از آن جهت كه در آن گنجيده است.
ازجمله نتايجي كه از اين تحليل فلسفي بهدست ميآيد اين است كه مكان، تابع جهان است و قبل از پيدايش يا بعد از فناء آن، مكان وجود ندارد، چنانكه نميتوان حجم يا سطح چيزي را موجود مستقلي بهحساب آورد و براي آن خلق و ايجاد مستقلي در نظر گرفت. بلكه اساساً مفاهيمي مانند حجم و سطح، نمايانگر چهرههايي از وجود اجسام هستند كه ذهن آنها را جداگانه در نظر ميگيرد و ازاينرو ميتوان اينگونه اموري كه اَعراض شمرده ميشوند را از شئون وجود جوهرهاي مادي بهحساب آورد. با دقت در اين مطلب روشن ميشود كه چرا مكان اختصاص به اجسام دارد و از ويژگيهاي موجودات مادي بهشمار ميرود؛ زيرا منشأ انتزاع آن چيزي جز حجم اجسام نيست.