آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٣٤ - توحيد در وجوب وجود
توحيد در وجوب وجود
حكماي الهي براي اثبات وحدت و يگانگي ذات واجبالوجود، دلايلي اقامه كردهاند كه متقنترين آنها برهاني است كه با استفاده از برهان صديقين (طبق تقرير صدرالمتألهين) تشكيل مييابد و تقرير آن اين است:
وجود داراي مرتبهاي است كه كاملتر از آن امكان ندارد، يعني داراي كمال بينهايت است، و چنين موجودي قابل تعدد نيست و به اصطلاح، داراي «وحدت حقهٔ حقيقيه» ميباشد. نتيجه آنكه وجود خداي متعالي قابل تعدد نيست.
مقدمهٔ اول اين برهان در واقع همان نتيجهٔ برهان صديقين است؛ زيرا از برهان مزبور اين نتيجه بهدست آمد كه سلسلهٔ مراتب وجود بايد منتهي به مرتبهاي شود كه عاليترين و كاملترين است و هيچ ضعف و نقصي در آن راه ندارد، يعني داراي كمال نامتناهي است.
و اما مقدمهٔ دوم با اندكي دقت روشن ميشود؛ زيرا اگر فرض شود كه چنين موجودي تعدد داشته باشد، لازمهاش اين است كه هركدام از آنها فاقد كمالات عيني ديگري باشد، يعني كمالات هريك محدود و متناهي باشد، در صورتي كه طبق مقدمهٔ اول، كمالات واجبالوجود نامتناهي ميباشد.
ممكن است توهم شود كه لازمهٔ نامتناهي بودن كمالات واجبالوجود اين است كه مطلقاً هيچ موجود ديگري تحقق نيابد؛ زيرا تحقق هر موجود ديگري، بهمعناي واجد بودن بخشي از كمالات وجودي است.
جواب اين شبهه آن است كه كمالات ساير مراتب كه همگي مخلوقِ واجبالوجود هستند، شعاعي از كمالات وي ميباشد و وجود آنها تزاحمي با كمالات نامتناهي واجبالوجود ندارد. اما اگر واجبالوجود ديگري فرض شود، كمالات وجودي آنها با يكديگر تزاحم خواهند داشت؛ زيرا هركدام از آنها داراي كمالي اصيل و مستقل خواهد بود و هيچكدام از آنها شعاع و فرع ديگري نخواهد بود.