آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٦٣ - خلاصه
خلاصه
١. يكي از تقسيمات اوليهٔ موجود، تقسيم آن به واجبالوجود و ممكنالوجود، يا موجود بنفسه و موجود بغيره، يا موجود غني و فقير است.
٢. تقسيم ديگر اين است كه موجود اگر محتاج به موضوع و حالت و صفتي براي موجود ديگر باشد عرض، و در غير اين صورت، جوهر ميباشد. مقسم اين تقسيم اگر مطلق موجود باشد از تقسيمات اوليه، و اگر موجود ممكنالوجود باشد (آنچنانكه فلاسفهٔ اسلامي قائل شدهاند) از تقسيمات ثانويه بهشمار ميرود.
٣. ديگر از تقسيمات اوليهٔ موجود، تقسيم آن به مجرد و مادي است؛ زيرا مقسم آن مطلق موجود ميباشد و اختصاصي به ممكنالوجود يا جوهر يا عرض ندارد.
٤. واژهٔ «مجرد» كه در لغت بهمعناي «برهنهشده» است، در اصطلاح فلاسفه در مقابلِ «مادي» بهكار ميرود.
٥. ماده دو اصطلاح منطقي دارد: يكي مادهٔ قضايا (وجوب، امكان، امتناع) و ديگري ماده قياس يعني مقدمات آن، صرفنظر از شكل و هيئت تركيبي آنها. اصطلاح فيزيكي آن عبارت است از موجودي كه داراي صفاتي از قبيل جرم و جذب و دفع باشد.
٦. ماده در اصطلاح فلسفه عبارت است از جوهري كه زمينهٔ پيدايش موجود ديگري باشد، مانند خاك كه مادهٔ گياهان و جانوران است.
٧. جسم را به سه صورت تعريف كردهاند:
الف) فلاسفه آن را چنين تعريف كردهاند: جوهري كه بتوان در آن سه خط متقاطع فرض كرد، بهگونهاي كه در محل تقاطع آنها زواياي قائمه بهوجود بيايد.
ب) متكلمين جسم را به «جوهر شاغل حيّز» تعريف كردهاند.