آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٢١ - مقدمه
مقدمه
دلايلي كه براي اثبات وجود خداي متعالي اقامه شده فراوان و داراي اسلوبهاي گوناگوني است. بهطور كلي ميتوان آنها را به سه دسته تقسيم كرد:
دستهٔ اول، دلايلي است كه از راه مشاهدهٔ آثار و آيات الهي در جهان اقامه ميشود، مانند دليل نظم و عنايت كه از راه انسجام و همبستگي و تناسب پديدهها، وجود طرح و هدف و تدبير حكيمانه، كشف، و ناظم حكيم و مدبر عليم براي جهان اثبات ميگردد. اين دلايل در عين حال كه روشن و دلنشين و خرسندكننده است، پاسخگوي همهٔ شبهات و وساوس نيست، و در واقع بيشتر نقش بيدار كردن فطرت و به آگاهي آوردن معرفت فطري را ايفا ميكند.
دسته دوم، دلايلي است كه از راه نيازمندي جهان، وجود آفريدگار بينياز را اثبات ميكند، مانند برهان حدوث كه از راه مسبوق بودن پديدهها به عدم و نيستي، نيازمندي ذاتي آنها اثبات ميشود و سپس به كمك ابطال دور و تسلسل، آفرينندهٔ بينياز، اثبات ميگردد، يا برهان حركت كه از راه نيازمندي حركت به محرك، و محال بودن تسلسل محركات تا بينهايت، وجود خدا بهعنوان نخستين پديدآورندهٔ حركت در جهان اثبات ميشود، يا دلايلي كه از راه ابداعي بودن نفوس و صور جوهريه و عدم امكان صدور آنها از فاعلهاي طبيعي و مادي، وجودِ علت هستيبخش و بينياز اثبات ميگردد. اين دلايل نيز كمابيش نيازمند به مقدمات حسي و تجربي ميباشد.
دستهٔ سوم، دلايل فلسفي خالص است كه از مقدمات عقلي محض تشكيل ميشود،