آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥٢٧ - خلاصه
برآيند خيرات و شرور قوا، خير يا شر آن موجود خواهد بود. اين جمعبندي در مورد كل عالم نيز جاري است.
١١. خير و شر از معقولات ثانيهٔ فلسفي است و جعل و ايجاد به آنها تعلق نميگيرد و در حقيقت، منشأ انتزاع خير كه همان وجود است، متعلق جعل و ايجاد ميباشد.
١٢. وجود و بقا و كمال هيچ موجودي براي خودش شر نيست، و شر بودن موجودي براي موجود ديگر هم از يك سوي، «نسبي» و از سوي ديگر، «بالعرض» است. پس نه ماهيت و نه وجود هيچ موجودي ذاتاً متصف به شر نميگردد.
١٣. شر، عدم ملكهٔ خير است و از حيثيت نقص موجودي كه شأنيت واجد شدن كمال مقابل آن را دارد انتزاع ميشود.
١٤. با توجه به عدمي بودن شر، روشن ميشود كه شرور نيازي به آفريننده ندارند.
١٥. دگرگوني و تزاحم از ويژگيهاي ذاتي موجودات مادي و لازمهٔ نظام عليت خاصي است كه بر آنها حكمفرما ميباشد. ازاينرو شرور نسبي و بالعرض، قابل انفكاك از جهان مادي نيستند.
١٦. براي اينكه شري بهوجود نيايد، بايستي جهان ماده خلق نشود، ولي خلق نكردن آن موجب تفويت خيرات و كمالاتي است كه قابل تحقق در آن ميباشد.
١٧. خيرات جهان مادي بهمراتب بيش از شرور آن است و تنها كمالات انسانهاي كامل بر همهٔ شرور جهان برتري دارد.
١٨. ترك ايجاد جهان مادي از يك سوي، خلاف فياضيت مطلقهٔ الهي، و از سوي ديگر، خلاف حكمت الهي است؛ زيرا ترك خير كثير براي اجتناب از شر قليل، نقض غرض و خلاف حكمت است.
١٩. شرور نسبي و بالعرض، به لحاظ شرّيت و نقص و جهات عدمي، مورد تعلق ارادهٔ الهي قرار نميگيرند، بلكه جهات خير و كمال آنهاست كه متعلق ارادهٔ الهي واقع ميشود.
٢٠. افزون بر اين، وجود نقايص و شرور فوايد فراواني دارد كه ازجملهٔ آنها فراهم شدن زمينهٔ تكامل براي انسانها از راه تحمل سختيها و بلاها و از راه پند گرفتن از حوادث است.