آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٤٨ - هدفمندي جهان
اما دربارهٔ شبههٔ سوم بايد گفت: تحقق دائمي يا غالبي نتايج مشخص و قابل پيشبيني در اثر سنخيت بين علت و معلول است، يعني هستهٔ بلوط فقط با درخت بلوط سنخيت دارد نه با پديدهٔ ديگر، و پذيرفتن سنخيت بين آنها بهمعناي پذيرفتن چيزي بهنام «ميل طبيعي» در هستهٔ بلوط نيست كه آن را علت غائي براي پيدايش درخت بلوط بدانيم.
هدفمندي جهان
چنانكه اشاره شد، فيلسوفان مادي همهٔ پديدههاي جهان (جز آنچه بهوسيلهٔ انسان و حيوانات پديد ميآيد) را اتفاقي و بيهدف (بهمعناي پنجم از معاني اتفاق) ميدانند. اما فيلسوفان الهي پديدههاي طبيعي را هم هدفمند ميشمارند، ولي هدفمندي جهان را بهصورتهاي گوناگوني بيان كردهاند كه عمدهٔ آنها سه وجه است:
١. ارسطوئيان براي هر طبيعتي ميل خاصي بهسوي غايت معيّني اثبات ميكنند كه موجب حركت بهسوي آن ميشود، و همچنين براي كل جهان طبيعتي قائل هستند كه ميل به كمال خودش موجب تناسب و هماهنگي و انسجام انواع پديدههاي جزئي ميگردد.
اين نظريه را مورد نقد قرار داديم و اشكالات آن را برشمرديم؛
٢. گروهي از نوافلاطونيان و پيروان مدرسهٔ اسكندريه و عارفمشربان براي هر موجودي نوعي شعور و اراده هرچند بهصورتي ضعيف و كمرنگ اثبات ميكنند و بدينترتيب پارهاي از اشكالات وارده بر نظريهٔ ارسطو را پاسخ ميگويند.
طبق اين نظريه، همهٔ فاعلهاي جهان، فاعلهاي ارادي خواهند بود و ميبايست فاعل بالطبع و بالقسر را از اقسام فاعل حذف كرد؛ زيرا جمع بين قبول فاعل بالطبع و اثبات شعور و اراده براي هر فاعل (چنانكه لازمهٔ مجموع سخنان ايشان است) مستلزم جمع بين متناقضين ميباشد. همچنين اثبات شعور براي موجودات طبيعي با لزوم مجرد بودن عالِم (چنانكه در جاي خودش بيان خواهد شد) سازگار نيست. به هر حال كمترين اشكال اين قول آن است كه چنين مطلبي را با برهان نميتوان اثبات كرد؛