آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٤٧ - حل چند شبهه
كه مورد آگاهي كامل نبوده است؛
٤. منظور اين باشد كه فاعل با ارادهاي كاري را براي مقصد خاصي انجام داده، ولي به نتيجهاي رسيده كه قصد آن را نداشته است، چنانكه كسي زميني را براي رسيدن به آب بكند، ولي اتفاقاً به گنجي دست يابد. چنين اتفاقي محال نيست و لازمهاش هم اين نيست كه فعل ارادي بدون علت غائي تحقق يافته باشد؛ زيرا علت غائي همان اميد رسيدن به آن بوده كه در نفس فاعل وجود داشته است و اما تحقق يافتن خارجي آن اميد، عليتي نسبت به فعل نداشته، بلكه معلولي بوده كه در شرايط خاصي بر آن مترتب ميشده است؛
٥. منظور اين باشد كه پديدهاي مطلقاً متعلق قصد كسي نبوده است اين همان نظري است كه مادهگرايان نسبت به پيدايش اين جهان دارند، ولي از نظر الهيّين همهٔ پديدههاي اين جهان براساس ارادهٔ الهي تحقق يافته و مييابد و توضيح آن در جاي خودش خواهد آمد؛
٦. منظور اين باشد كه پديدهاي از روي قصد فاعل قريب طبيعي پديد نيامده باشد. اين همان مطلب مورد بحث است. چنين اتفاقي (اگر بتوان آن را اتفاق ناميد) نهتنها محال نيست، بلكه با توجه بهمعناي فاعل بالطبع و پذيرفتن وجود آن، ضروري خواهد بود.
باتوجه بهمعناي مختلف اتفاق، روشن شد كه انكار قصد و هدف براي فاعل طبيعي بهمعناي قبول اتفاق به معاني نادرست آن نيست.
ضمناً پاسخ شبههٔ دوم نيز معلوم شد؛ زيرا انكار قصد و هدف براي طبيعت كلي جهان (بهفرض اينكه چنين طبيعتي وجود داشته باشد) يا براي طبايع جزئيه ـ برحسب تعبيري كه از ارسطو نقل شدهـ مستلزم نفي هدفمندي جهان نميباشد و به عقيدهٔ الهيّين، همهٔ فاعلهاي جهان اعم از مجرد و مادي، تحت تسخير ارادهٔ الهي هستند و فاعليت الهي فوق همهٔ فاعليتها قرار دارد. ازاينرو هيچ حركت و سكوني در جهان نيست كه متعلق ارادهٔ تكويني الهي نباشد، چنانكه در بخش خداشناسي توضيح داده خواهد شد و بدين ترتيب نظم و هماهنگي پديدههاي جهان، تبيين واضحتري مييابد.