آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٤٨ - كيف استعدادي
از آنها مانند فرديت و زوجيت از اوصاف عدد، و بخشي ديگر مانند مستقيم بودن و منحني بودن، از اوصاف موضوعات هندسي بهشمار ميروند.
ظاهراً نكتهاي كه اين دسته از كيفيات را دستهٔ مستقلي بهحساب آوردهاند و آنها را در عداد كيفيات محسوسه نشمردهاند، اين است كه مستقيماً مورد ادراك حسي قرار نميگيرند.
اما اوصاف اعداد را با توجه به اينكه خود عدد امري اعتباري و فاقد مابازای خارجي است، نميتوان اموري حقيقي و اعراضي خارجي دانست. اما اوصاف موضوعات هندسي، مانند مستقيم بودن و منحني بودن خط، و مستوي يا مقعر يا محدب بودن سطح، مفاهيمي است انتزاعي كه با چند واسطه از نحوهٔ وجود اجسام انتزاع ميشود. مخصوصاً با توجه به اينكه خود خط و سطح، در واقع حدود عدمي اجسام هستند كه ذهن انسان با مسامحه آنها را ماهياتي موجود در خارج تلقي ميكند.
بنابراين به سختي ميتوان اين دسته از كيفيات را بهعنوان اعراض خارجي و داراي مابازای عيني قلمداد كرد و حداكثر بايد آنها را از اعراض تحليليه بهحساب آورد.
كيف استعدادي
چهارمين قسمي كه فلاسفه براي مقولهٔ كيف قائل شدهاند، كيفيت استعدادي است كه آن را به اين صورت تعريف كردهاند: كيفيتي است كه بهواسطهٔ آن، پيدايش پديدهٔ خاصي در موضوع آن رجحان مييابد، و گاهي آن را «امكان استعدادي» مينامند، در مقابل ساير اقسام امكان، مانند امكان ذاتي و امكان وقوعي؛[١] زيرا ساير معاني امكان از معقولات ثانيهٔ فلسفي و مفاهيم غيرماهوي است، بهخلاف امكان استعدادي كه آن را ماهيتي از مقولهٔ كيف ميشمارند.
دليليكه براي عينيبودن كيفيت استعدادي آوردهاند، اين است كه متصف به صفات
[١] امكان ذاتى وصفى است عقلى براى ماهيت، از ايننظر كه ذاتاً اقتضایى نسبت به وجود و عدم ندارد وهیچکدام از آنها براى آن ضرورتى ندارد، و امكان وقوعى وصف عقلى ديگرى است براى ماهيت، از اين نظر كه علاوه بر اینکه وجود آن، ذاتاً محال نيست، مستلزم امر محال ديگرى هم نمىباشد.