آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٤٩ - كيف استعدادي
وجودي مانند قرب و بُعد و شدت و ضعف ميشود؛ مثلاً استعداد نطفه براي دارا شدن روح، دورتر و ضعيفتر از استعداد جنين كامل است، و استعداد هستهٔ درخت براي تبديل شدن به درخت، نزديكتر و قويتر از استعداد خاك است و اگر امكان استعدادي هم مفهومي عقلي ميبود، مانند ساير اصطلاحات امكان، قابل اتصاف به اينگونه صفات نميبود.
براي ارزشيابي اين دليل لازم است به كيفيت آشنايي ذهن با مفهوم استعداد و نسبت دادن آن به بعضي از موجودات خارجي بهعنوان وصف ويژهاي براي آنها اشاره كنيم.
انسان با تجاربي كه در مورد تحولات اشياء خارجي دارد، بهخوبي درمييابد كه پيدايش هر پديدهٔ عيني در گرو تحقق شرايط ويژه و زايل شدن موانع خاصي است كه معمولاً بهطور تدريجي حاصل ميشود؛ مثلاً تبديل شدن آب به بخار، مشروط به درجه حرارت معيّني است كه تدريجاً در آب پديد ميآيد، و روييدن گياه در زمين شورهزار، مشروط به برطرف شدن مواد زيانبار و فراهم شدن مواد سودمند و رطوبت و حرارت لازم است كه همگي آنها يكباره تحقق نميپذيرد.
با توجه به اين روابط علت و معلولي و لزوم تحقق شرايط وجودي و عدمي، هنگامي كه ماده (علت مادي پديده) را نسبت به فعليت موردنظر ميسنجيم، اگر همهٔ شرايط لازم، فراهم و همهٔ موانع، مرتفع باشد، آن را كاملاً مستعد و آماده براي دريافت فعليت جديد ميناميم، و اگر بعضي از شرايط وجودي، حاصل نباشد يا بعضي از موانع، برطرف نشده باشد، استعداد آن را دور و ضعيف ميشماريم و اگر تنها بعضي از شرايط يا اكثر موانع موجود باشد، استعداد آن را بسيار دور و ضعيف ميخوانيم.
حاصل آنكه در مادهاي كه استعداد پذيرش فعليت جديد را دارد، به جز تحقق شرايط و برطرف شدن موانع، امر عيني ديگري بهنام «استعداد» حاصل نميشود و بلكه استعداد مفهومي است عقلي كه از تحقق شرايط و ارتفاع موانع انتزاع ميشود، و شاهدش اين است كه تا مقايسهاي بين دو موقعيت سابق و لاحق انجام نگيرد، اين مفهوم انتزاع نميشود و بهكار بردن تعبيراتي مانند نزديك و دور، شديد و ضعيف، كامل و ناقص و مانند آنها در مورد استعداد، از روي استعاره و نشانهاي از كثرت و قلت شرايط و موانع است.