آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٨٧ - بيان چند نكته
نهايت اين است كه براي تعيين تقدم و تأخر آنها نسبت به يكديگر، بايد امتداد زماني طولانيتري را در نظر گرفت و با تطبيق زمانهاي ديگر بر آن، موقعيت زماني هريك را تعيين كرد، و اگر فلكي وجود داشته باشد كه امتداد زماني آن از هر موجود زماني ديگري بيشتر باشد، ميتوان اين نقش را به آن سپرد، و اگر وجود نداشته باشد (چنانكه ندارد) همان امتداد گذراي كل عالم جسماني، ملاك تعيين موقعيت زماني پديدههاي جزئي خواهد بود، چنانكه حجم كل عالم، مناط تعيين موقعيت مكاني پديدههاي جزئي است.
از اينجا همزادي و همگامي زمان و مكان بهصورت روشنتري جلوه ميكند و ژرفاي تفسيري كه براي مكان ارائه داديم، بيشتر نمودار ميگردد.
بيان چند نكته
١. واژهٔ «آن» كه در محاورات عرفي بهمعناي جزء كوچكي از زمان بهكار ميرود، در اصطلاح فلسفي بهمعناي منتهياليه قطعهاي از زمان و بهمنزلهٔ نقطه نسبت به خط ميباشد و همانگونه كه از تقسيم خط هيچگاه به نقطه نميرسيم، يعني خط تا بينهايت قابل تقسيم است و هر جزئي از آن نيز داراي امتداد خواهد بود، هرچند ذهن ما نتواند امتدادهاي خيلي كوچك را تصور كند، همچنين هر جزئي از زمان هرقدر كوتاه فرض شود، داراي امتدادي خواهد بود و هيچگاه از تجزيهٔ زمان به «آن» نميرسيم. بنابراين تركيب زمان از آنات پيدرپي، توهمي بيش نيست.
٢. واژهٔ «دهر» كه در عرف بهمعناي زمان طولاني است، در اصطلاح فلسفي بهمنزلهٔ ظرفي نسبت به مجردات، در مقابل زمان براي ماديات تلقي ميشود و در واقع، نشانهٔ مبري بودن آنها از امتداد زماني است. چنانكه واژهٔ «سرمد» را به مقام الهي اختصاص ميدهند كه نشانهٔ تعالي وجود اقدس الهي از صفات همهٔ مخلوقات ميباشد.
همچنين اين دو واژه گاهي در برابر مقولهٔ نسبي«متي» بهكار ميروند و ازاينرو گفته ميشود كه نسبت مجردات به ماديات، «دهر» ونسبت مقام الهي به مخلوقات، «سرمد»