آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٢٢ - برهان اول
مانند برهان امكان و برهان صديقين. اين دسته از براهين ويژگيهاي خاصي دارند: نخست آنكه نيازي به مقدمات حسي و تجربي ندارند، دوم آنكه شبهات و وساوسي كه در پيرامون ديگر دلايل مطرح ميشود به اينها راه نمييابد و به ديگر سخن، از اعتبار منطقي بيشتري برخوردار است، و سوم آنكه مقدمات اين براهين كمابيش مورد حاجت در ديگر استدلالات نيز هست، مثلاً هنگامي كه ناظم و مدبر حكيم يا محدث يا محرك اول اثبات شد، بايد براي بينيازي ذاتي و واجبالوجود بودن او، از مقدماتي استفاده كرد كه در براهين دستهٔ سوم مورد استفاده قرار ميگيرند.
با اين همه، ساير دلايل مزيتي دارند كه دستهٔ سوم فاقد آن است، و آن عبارت است از اينكه براهين دستهٔ سوم تنها موجودي را بهعنوان واجبالوجود اثبات ميكند و اثبات علم و قدرت و حكمت و حتي جسم نبودن و مغايرت او با عالم مادي، نيازمند به براهين ديگري است.
ما در اينجا تنها به ذكر بعضي از براهين دستهٔ سوم بسنده ميكنيم و نخست به اثبات واجبالوجود و سپس به بيان صفات وي ميپردازيم:
برهان اول
يكي از براهين معروف فلسفي براي اثبات واجبالوجود، برهاني است كه بهنام «برهان امكان» يا «برهان امكان و وجوب» ناميده ميشود و از چهار مقدمه تشكيل مييابد:
١. هيچ ممكنالوجودي ذاتاً ضرورت وجود ندارد، يعني هنگامي كه عقل ماهيتش را در نظر ميگيرد، آن را نسبت به وجود و عدم يكسان ميبيند و صرفنظر از وجود علت، ضرورتي براي وجود آن نميبيند.
اين مقدمه بديهي و بينياز از اثبات است؛ زيرا محمول آن از تحليل مفهوم موضوع بهدست ميآيد و فرض ممكنالوجود بودن، عيناً فرض نداشتن ضرورتِ وجود است؛
٢. هيچ موجودي بدون وصف ضرورت تحقق نمييابد، يعني تا هنگامي كه همهٔ