آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٠ - مشخصات علت و معلول
براساس اين اصول سهگانه كه هريك در جاي خودش ثابت شده است، نتيجه گرفته ميشود كه هر معلولي مرتبهٔ ضعيفي از علت ايجادكنندهٔ خودش ميباشد و علت آن نيز به نوبهٔ خود، مرتبهٔ ضعيفي از موجود كاملتري است كه علت ايجادكنندهٔ آن ميباشد، تا برسد به موجودي كه هيچ ضعف و قصور و نقص و محدوديتي نداشته باشد و بينهايت كامل باشد كه ديگر معلولِ چيزي نخواهد بود.
پس مشخصهٔ معلوليت، ضعف مرتبهٔ وجود نسبت به موجود ديگر، و متقابلاً مشخصهٔ عليت، قوت و شدت مرتبهٔ وجود نسبت به معلول است، چنانكه مشخصهٔ علت مطلق، نامتناهي بودن شدت و كمال وجود است. اگر ما نتوانيم فردفرد علت و معلولهاي ايجادكننده را بشناسيم، ولي ميتوانيم بفهميم كه هر علت ايجادکنندهاي نسبت به معلول خودش كاملتر، و نسبت به علت ايجادكنندهاش ناقصتر است و تا ضعف و محدوديتِ وجودي باشد، معلوليت هم ثابت خواهد بود، و چون در جهان طبيعت هيچ موجود نامتناهي وجود ندارد، همگي موجودات جسماني، معلول ماوراء طبيعت خواهند بود.
ممكن است گفته شود آنچه از اصول يادشده بهدست ميآيد، اين است كه هرگاه دو موجود داشته باشيم كه يكي پرتو ديگري باشد و از مراتب وجود آن بهشمار آيد، معلول آن ديگري خواهد بود، ولي سخن در اين است كه ما از كجا ثابت كنيم كه موجود كاملتري از موجودات مادي هست كه اين موجودات، مرتبهٔ ضعيفي از وجود آن بهشمار آيند تا بفهميم كه معلول آن ميباشند؟
پاسخ اين سؤال از قاعدهاي كه قبلاً به آن اشاره شد بهدست ميآيد و آن قاعده عبارت است از اينكه معلوليت، ذاتيِ وجود معلول و غيرقابلتخلف از آن است. پس چنان نيست كه تحقق موجودي دو فرض داشته باشد: يكي معلولِ موجود كاملتري باشد، و ديگري آنكه بينياز از علت بوده مستقلاً تحقق يابد. بلكه اگر چيزي امكان معلوليت داشت، حتماً معلولخواهد بود، و هر موجودي كه بتوان كاملتر از آن را فرض کرد، امكان معلوليت را دارد پس حتماً معلول ميباشد و ديگر امكان عدم معلوليت را نخواهد داشت؛ زيرا اگر