آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤١٦ - برهان لمّي و انّي
پرداختن به آن، ما را از مقصدي كه در اين مبحث داريم دور ميكند. آنچه به اختصار در اينجا ميتوانيم بگوييم اين است كه اگر برهان لمّي را بهصورت زير تعريف كنيم، نهتنها در ساير مباحث فلسفي، بلكه براي وجود خداي متعالي هم ميتوان برهان لمّي اقامه كرد، و آن اين است:
برهان لمّي برهاني است كه حدوسط آن، علت براي اتصاف موضوع نتيجه به محمول آن باشد، خواه علت براي خود محمول هم باشد يا نباشد، و خواه علت خارجي و حقيقي باشد يا علت تحليلي و عقلي.
طبق اين تعريف، اگر حدوسط برهان، مفهومي از قبيل امكان و فقر وجودي و مانند آنها باشد، ميتوان آن را برهان لمّي تلقي كرد؛ زيرا به قول فلاسفه «علت احتياج معلول به علت، امكان ماهوي يا فقر وجودي است»،[١] پس اثبات واجبالوجود براي ممكنات، بهوسيلهٔ چيزي انجام گرفته است كه بهحسب تحليل عقلي، علت احتياج آنها به واجبالوجود ميباشد.
حاصل آنكه: هرچند ذات واجبالوجود معلول هيچ علتي نيست، اما اتصاف ممكنات به داشتن واجبالوجود، معلول امكان ماهوي يا فقر وجودي آنهاست و چنانكه اشاره شد مفاد براهين اين مسئله هم همين است.
اما اگر كسي در برهان لمّي شرط كند كه حدوسط بايد علت خارجي و حقيقي باشد، نهتنها در مورد واجبالوجود، بلكه در بيشتر مسائل فلسفي چنين برهاني يافت نميشود.
به هر حال، براهين فلسفي كه براساس تلازم عقلي بين حدود برهان اقامه ميشود، خواه برهان لمّي ناميده شود و خواه برهان انّي، از ارزش منطقي كافي برخوردار است، و «انّي» ناميدن آن ضرري به اعتبار و ارزش آنها نميزند. بلكه ميتوان گفت كه هر برهان لمّي، متضمن يك برهان انّي است كه كبراي آن را «محال بودن انفكاك معلول از علت تامه» تشكيل ميدهد (دقت شود).
[١] ر.ك: درس سى و دوم.