آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٧٦ - حركت كمّي
اما افزايش و كاهش حجم جسم در اثر گسترش يا فشردگي اجزاء آن، در واقع تعبير ديگري از حركات مكاني و وضعي ملكولها و اتمهاي آن است؛ مثلاً هنگامي كه آب به جوش ميآيد و تبديل به بخار ميشود، بر حجم آن افزوده ميگردد، ولي اين افزايش حجم، برحسب آنچه فيزيكدانان اثبات كردهاند، چيزي جز دور شدن ملكولهاي آب از يكديگر نيست و همچنين تبديل شدن بخار به آب و گاز به مايع هم چيزي جز نزديك شدن آنها به يكديگر نميباشد.
ازاينرو مصداق روشن حركت كمّي را رشد گياهان و جانوران دانستهاند كه هرچند با ضميمه شدن اجسام ديگري مانند آب و مواد غذايي حاصل ميشود، ولي عليالفرض هركدام داراي صورت نوعيهٔ واحدي هستند كه مقدار آن تدريجاً افزايش مييابد.
اما بهنظر ميرسد كه اثبات حركت كمّي حقيقي در اينگونه موارد هم مشكل است؛ زيرا بدون شك رشد نباتي در اثر انضمام مواد خارجي است كه از خارج با حركت مكاني به درون آنها منتقل ميشود و اتصال و انفصال اجزاء آنها بهصورت دفعي پديد ميآيد، چنانكه دو جسمي كه بهطرف يكديگر حركت ميكنند يا يكي از آنها بهسوي ديگري ميرود، گرچه تدريجاً به هم نزديك ميشوند، اما اتصال آنها در يك «آن» و بدون فاصلهٔ زماني انجام ميپذيرد، و بعد از آنكه اجزاء جديد در جاي خود قرار گرفتند، هرچند فعل و انفعالات شيميايي و فيزيولوژيكي آنها تدريجاً انجام ميگيرد، اما دليلي وجود ندارد كه صورت نوعيهٔ درخت يا حيوان هم تدريجاً گسترش يابد تا اينكه جزء جديد را فرا گيرد، و جاي چنين احتمالي هست كه تبديل كميت سابق به كميت جديد، بهصورت دفعي و از قبيل كون و فساد باشد، نه بهصورت تدريجي و از قبيل حركت در كميت.
حاصل آنكه: اثبات حركت در كميت به مراتب مشكلتر از ساير اقسام حركت ميباشد و چنين احتمالي وجود دارد كه آنچه حركت در كميت ناميده ميشود، در واقع مجموعهاي از حركات مكاني و اتصالات و انفصالات آني يا كون و فسادهاي دفعي باشد.