آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٨٣ - شبههٔ منكرين حركت در جوهر
مقدمه
چنانكه اشاره شد فلاسفهٔ پيشين، اعم از مشائي و اشراقي، حركت را ويژهٔ اعراض ميدانستهاند و نهتنها حركت در جوهر را اثبات نميكردهاند، بلكه آن را امري محال ميپنداشتهاند. از فلاسفهٔ يونان باستان هم كسي را نيافتهايم كه صريحاً حركت در جوهر را مطرح و آن را اثبات كرده باشد. تنها از هراكليتوس سخناني نقل شده كه قابل تطبيق بر حركت جوهريه است، و حداكثر به كساني از فلاسفه و متكلمين اسلامي و غيراسلامي كه قائل به آفرينش مستمر و نوبهنو بودهاند نيز ميتوان گرايش به حركت جوهريه را نسبت داد. اما كسي كه صريحاً اين مسئله را عنوان كرد و برخلاف فيلسوفان بنام جهان، شجاعانه بر اثبات آن پاي فشرد، فيلسوف عظيم اسلامي صدرالمتألهين شيرازي بود.
ما در اينجا نخست به بيان شبههٔ منكرين حركت در جوهر و حل آن ميپردازيم، سپس نظريهٔ صدرالمتألهين و دلايلي را كه وي براي اثبات آن اقامه كرده است بيان ميكنيم.
شبههٔ منكرين حركت در جوهر
سخنان كساني كه حركت در جوهر را محال ميپنداشتهاند، بر اين محور دور ميزند كه يكي از لوازم بلكه مقومات هر حركتي، وجود متحرک و بهاصطلاح موضوع حركت است، چنانكه وقتي ميگوييم كرهٔ زمين به دور خودش و به دور خورشيد ميچرخد، يا سيب از سبزي بهزردي و سرخي تحول مييابد، يا نهال درخت و نوزاد حيوان و انسان رشد و نمو ميكند، در همهٔ اين موارد ذات ثابتي داريم كه صفات و حالات آن تدريجا