آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٠ - كيفيت آشنايي ذهن با اين مفاهيم
به عبارت ديگر اصطلاح عام علت عبارت است از موجودي كه تحقق يافتن موجود ديگري بدون آن محال است، و اصطلاح خاص آن عبارت است از موجودي كه با وجود آن، تحقق موجود ديگري ضرورت پيدا ميكند.
چنانكه ملاحظه ميشود اصطلاح اول اعم از اصطلاح دوم است؛ زيرا شامل شروط و معدات و ساير علل ناقصه هم ميشود، بهخلاف اصطلاح دوم. توضيح علت تامه و ناقصه و ساير اقسام علت خواهد آمد.
نكتهاي را كه بايد خاطرنشان كنيم اين است كه موجود وابسته (معلول) تنها از همان جهت وابستگي، و نسبت به موجودي كه وابسته به آن است «معلول» ناميده ميشود، نه از جهت ديگر و نه نسبت به موجود ديگر. همچنين علت از همان جهتي كه موجود ديگري وابسته به آن است و نسبت به همان موجود «علت» ناميده ميشود، نه از هر جهت و نسبت به هر موجودي؛ مثلاً حرارت از آن جهت كه وابسته به آتش است و نسبت به علت خودش، معلول است نه از جهت ديگر، و آتش از آن جهت كه منشأ پيدايش حرارت ميشود و نسبت به همان حرارت ناشي از آن، علت است نه از جهت ديگر. بنابراين منافاتي ندارد كه يك موجود معيّن، نسبت به يك چيز «علت» و نسبت به چيز ديگري «معلول» باشد، و حتي منافاتي ندارد كه حرارتي كه معلول آتش خاصي است، علت براي پيدايش آتش ديگري بشود. چنانكه منافاتي ندارد كه يك موجود علاوه بر حيثيت عليت يا حيثيت معلوليت، داراي حيثيتهاي ديگري باشد كه با مفاهيم ديگري بيان ميشوند؛ مثلاً آتش علاوه بر حيثيت عليت، داراي حيثيتهاي ديگري است كه مفاهيم جوهر، جسم، تغييرپذير و... از آنها حكايت ميكنند و هيچكدام از آنها عين حيثيت عليت آن نيست.
كيفيت آشنايي ذهن با اين مفاهيم
باتوضيحي كه دربارهٔ مفهوم علت ومعلول داده شد،روشن گرديدكه اين مفاهيم از قبيلمفاهيمماهويومعقولات اُولينيستندوچناننيستكهدرخارج موجودي داشته باشيم