آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٢ - خلاصه
خلاصه
١. رابطهٔ عليت تنها يك اضافهٔ ذهني نيست كه مصداقي در خارج نداشته باشد.
٢. قبل از تحقق معلول، نميتوان رابطهاي عيني بين علت و معلول فرض كرد؛ زيرا هنوز يك طرف آنكه معلول باشد تحقق نيافته است.
٣. بعد از تحقق معلول يا همراه آن، همچنين اضافهاي نميتواند مبيّن كيفيت ارتباط معلول با علت باشد؛ زيرا اضافهٔ مزبور به فرض اينكه امر عيني هم باشد، غير از ذات طرفين است و لازمهاش اين است كه صرفنظر از آن، وجود معلول ارتباطي با علت نداشته باشد. بهعلاوه اگر آن را امر عيني بدانيم، ناچار بايد وجود آن را معلول ديگري بشماريم و بار ديگر رابطهاي بين آن و علتش در نظر بگيريم و همچنين تا بينهايت.
٤. پس رابطهٔ عليت از خود وجود معلول انتزاع ميشود، و به ديگر سخن، وجود معلول عين ربط و تعلق به وجود علت و شعاع و پرتوي از آن است.
٥. بدين ترتيب وجود عيني به دو قسم مستقل و رابط منقسم ميشود، و هر علتي نسبت به معلول خودش مستقل است و مستقل مطلق منحصر به خداي متعالي ميباشد.
٦. اين رابطه، مخصوص علت ايجادكننده و معلول آن است و مصداق آن يا با علم حضوري شناخته ميشود، مانند عليت نفس نسبت به اراده، يا بهوسيلهٔ برهان عقلي محض ثابت ميگردد. اما رابطهٔ عليت اِعدادي ميان موجودات مادي را ميتوان با كمك تجارب حسي تشخيص داد.
٧. آنچه از سخنان فلاسفهٔ پيشين دربارهٔ مشخصات علت ايجادكننده و معلول آن بهدست ميآيد، اين است كه هر موجود ذيماهيتي، معلول است و علتي كه معلول نباشد، ماهيت نخواهد داشت.
٨. اما اين بيان علاوه بر اينكه مناسب با اصالت ماهيت است، چندان كارساز نيست؛ زيرا معياري براي شناختن علت در غير از واجبالوجود بهدست نميدهد.
٩. صدرالمتألهينبراساساصوليكه اثبات كرده، مشخصهٔ معلول راضعف وجود، و