آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٨٨ - اقوال فلاسفه دربارهٔ اقسام تغير
١٤. تعلق گرفتن يك موجود جوهري به موجود جوهري ديگر، مانند تعلق گرفتن نفس به بدن و زنده شدن آن؛
١٥. قطع تعلق مزبور، مانند مردن حيوان و انسان. با دقت در ويژگيهاي اقسام يادشده، روشن ميشود كه تنها دو قسم هفتم و سيزدهم بهصورت تدريجي حاصل ميشود و مصداق حركت ميباشد، اما ساير اقسام را بايد از قبيل تغيرات دفعي بهشمار آورد؛ زيرا بين موقعيت سابق و موقعيت لاحق، مرز و نقطهٔ مشخصي وجود دارد و زماني بين آنها فاصله نميشود، هرچند ممكن است هريك از دو موقعيت مزبور داراي نوعي تدريج باشند. بهعنوان مثال تغيير درجهٔ حرارت آب تدريجاً حاصل ميشود، اما تبديل شدن آب به بخار در يك «آن» انجام ميگيرد، يا نطفه تدريجاً تكامل مييابد، اما روح، در يك «آن» به آن تعلق ميگيرد.
با توجه به اين نكته، ميتوان تغيرات را به دو بخش كلي دفعي و تدريجي تقسيم كرد.
نكته ديگر آنكه براي هر نوع از تغيرات تدريجي (قسم هفتم و سيزدهم) ميتوان سه قسم فرعي در نظر گرفت: يكي آنكه جزء لاحق، مشابه جزء سابق باشد، مانند حركات يكنواخت و بيشتاب؛ دوم آنكه جزء لاحق، شديدتر و قويتر از جزء سابق باشد، مانند حركات اشتدادي و تندشونده؛ و سوم آنكه جزء لاحق، ضعيفتر از جزء سابق باشد، مانند حركات نزولي و كندشونده. اما در اينباره اختلافي هست كه بعداً به آن اشاره خواهد شد.
اقوال فلاسفه دربارهٔ اقسام تغير
بررسي سخنان فلاسفه دربارهٔ هريك از اقسام يادشده به درازا ميكشد، ولي بهطور كلي ميتوان به پنج قول در اين زمينه اشاره كرد:
١. قول مشهور فلاسفه كه پيدايش هر پديدهٔ مادي را لزوماً مسبوق به ماده و مدت ميدانند، و براي جهان مادي آغاز و پايان زماني قائل نيستند. ازاينرو سه قسم اول از اقسام يادشده را انكار ميكنند؛
٢. قول كساني كه عددرا امري اعتباري ميدانند و طبعاً تغير آن را نيز تغير حقيقي