آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٢١ - دليل نظريهٔ ارسطوئيان
در صورتي كه هيولاي بدون فعليت انكار شود اما صورتهاي نوعيه بهعنوان انواعي از جوهر پذيرفته شوند، ميتوان جوهر جسماني را به دو نوع كلي تقسيم كرد: يكي جوهري كه احتياج به محلي ندارد كه در آن حلول نمايد و آن همان جسم است، و ديگري جوهري كه احتياج به جوهر ديگري دارد كه در آن حلول نمايد و به اصطلاح، منطبع در آن گردد و آن عبارت است از صورتهاي نوعيه، مانند صورتهاي عنصري و معدني و نباتي. اما با انكار جوهريت اينگونه صورتها، جوهر جسماني و مادي منحصر به جسم خواهد بود.
دليل نظريهٔ ارسطوئيان
ارسطوئيان كه قائل به هيولاي اُولي بهعنوان جوهر فاقد فعليت هستند، دو دليل قريبالمأخذ آوردهاند كه يكي بهنام «برهان قوه و فعل» و ديگري بهنام «برهان وصل و فصل» ناميده ميشود و حاصل آنها اين است:
در اجسام تغييراتي از قبيل اتصال و انفصال و تبديل و تبدلات جوهري و عَرضي پديد ميآيد، مثلاً جسم پيوسته و يكپارچهاي تبديل به دو جسم منفصل و جداگانه ميگردد، يا آب تبديل به بخار ميشود، يا هستهٔ درخت تبديل به درخت ميگردد، بدون شك در اين تحولات گوناگون، چنان نيست كه موجود اول بهكلي معدوم شود و يك يا چند موجود ديگر از نيستي محض بهوجود بيايد، بلكه يقيناً چيزي از موجود قبلي در موجود بعدي باقي ميماند. اما آنچه باقي ميماند صورت و فعليتِ موجود قبلي نيست، پس ناچار جوهر ديگري در ميان آنها وجود دارد كه رابطهٔ وجودي آنها را با يكديگر حفظ ميكند و خودش ذاتاً اقتضای هيچ فعليتي را ندارد و بههمين جهت، فعليتهاي مختلف و گوناگون را ميپذيرد. بدينترتيب وجود جوهري ثابت ميشود كه هيچ فعليتي ندارد و ويژگي آن، پذيرش و قبول صورتهاست و به تعبير فلسفي قوهٔ محض است.
بهديگر سخن هر موجود جسماني داراي دو حيثيتاست: يكي حيثيت فعليت و واجديت، و ديگري حيثيت قوه و فاقديتنسبت به فعليتهاي آينده. ايندو حيثيت مباينبا يكديگر