آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٧٦ - خلاصه
است، نميتوان مجموع آنها را مقولهٔ سومي شمرد، و نيز از آن جهت كه مماس بودن يك حالت عرضي براي سطح مزبور است، نميتوان آن را فصل مقوم براي نوعي از كميت بهحساب آورد و سرانجام اين سؤال باقي ميماند كه مكان از چه مقولهاي است؟
٨. بهنظر ميرسد كه مفهوم مكان مفهوم نفسي و ماهوي نيست، بلكه مفهومي است قياسي و انتزاعي كه از مقايسهٔ دو شيء از ديدگاه خاصي بهدست ميآيد و آن ديدگاه عبارت است از گنجيده شدن يكي در ديگري. در حقيقت گنجايش و حجم يكي از آنهاست كه با ديگري سنجيده ميشود و همين حجم منشأ انتزاع مفهوم مكان است.
٩. با توجه به اين نكات ميتوان مكان را به اين صورت تعريف كرد: مكانِ حقيقي هر شيء عبارت است از مقداري از حجم جهان كه مساوي با حجم جسم مكاندار باشد، از آن جهت كه در آن گنجيده شده است.
١٠. مفاهيمي مانند سطح و حجم كه از اعراض اجسام بهشمار ميروند، در حقيقت از شئون وجود و چهرههايي از واقعيت آنها هستند و بدين معنا ميتوان اينگونه اعراض را از شئون جوهر بهشمار آورد و بههمين جهت است كه جعل و ايجاد مستقلي به آنها تعلق نميگيرد.
١١. مكان هم كه از حجم اجسام انتزاع ميشود، طبعاً وجودي تَبَعي و طفيلي خواهد داشت و نميتوان قبل يا بعد از وجود جهان، وجودي براي آن تصور كرد.
١٢. نيز روشن شد كه مكان از خواص اجسام است و شيء مجرد داراي نسبت مكاني نخواهد بود.