آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣١٣ - خلاصه
خلاصه
١. انتزاع مفهوم قوه و فعل سه شرط دارد: وجود دو موجود؛ تقدم زماني يكي بر ديگري؛ و بقاء موجود سابق يا جزئي از آن در ضمن موجود لاحق.
٢. قسم اول و دوم از اقسام پانزدهگانهٔ تغير، فاقد شرط اول، و قسم سوم، فاقد شرط سوم است. ازاينرو اين اقسام را نميتوان از قبيل خروج از قوه به فعل شمرد.
٣. در ساير اقسام تغير ميتوان متغير را بالقوه، و متغيراليه را بالفعل ناميد.
٤. براساس قاعدهٔ «لزوم تقدم ماده بر هر پديدهٔ مادي»، قسم اول و سوم نفي ميشود و مقتضاي بينهايت بودن سلسلهٔ حوادث از جانب ابد، نفي قسم دوم است.
٥. براي قاعدهٔ مزبور چنين استدلال كردهاند: قبل از تحقق هر پديدهاي امكان تحققش هست و اين امكان، حاملي لازم دارد كه «ماده» ناميده ميشود. پس لزوم تقدم ماده بر هر پديدهٔ مادي ثابت ميگردد.
٦. بر اين دليل چند اشكال وارد است: اولاً، با فرض آغاز زماني براي سلسلهٔ حوادث، زماني قبل از نخستين پديده وجود ندارد تا امكاني در آن ثابت باشد، ثانياً، با نفي وجود و امتناع وجود، امكان ذاتي ثابت ميشود كه امري است اعتباري و نيازي به حامل ندارد، ثالثاً، امكان استعدادي هم از شرايط قبلي انتزاع ميشود و ضرورت شرايط قبلي براي نخستين پديدهٔ مفروض ثابت نيست.
٧. متكلمين براساس اينكه ملاك معلوليت را حدوث زماني شمردهاند، جهان را داراي آغاز زماني دانستهاند، ولي اين مبنا باطل است.
٨. قائلين به قِدم زماني، از طرفي به قاعدهٔ «لزوم تقدم ماده بر هر حادثهٔ مادي» تمسك كردهاند، و از طرف ديگر مقتضاي دوام فيض الهي را بينهايت بودن حوادث از ازل تا ابد قلمداد نمودهاند.
٩. نارسايي قاعدهٔ مزبور روشن شد، و اما تمام بودن دليل دوم در گرو امكان ازليت و ابديت جهان ميباشد و ممكن است همانگونه كه تناهي ابعاد را لازم دانستهاند، تناهي زمان هم لازم باشد و منافاتي با دوام فيض الهي نداشته باشد.