آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥٢٣ - تحليل فلسفي خير و شر
نبودن ميكروب بيماريزا، خير بالعرض است و ضعف و بيماري، شر بالذات، و سموم و ميكروبها، شر بالعرض ميباشد؛
٤. در موجوداتي كه داراي ابعاد و شئون مختلف يا اجزاء و قواي متعدد هستند ممكن است تزاحمي بين كمالاتشان يا اسباب حصول آنها پديد بيايد (البته تزاحم فقط در مورد ماديات قابل فرض است). در اين صورت، كمال هر جزء يا هر قوهاي نسبت به خودش خير است، و از آن جهت كه با كمال قوهٔ ديگري مزاحم ميشود، براي اين قوه شر خواهد بود و برآيند كمالات و نقايص اجزاء و قوا، خير يا شر براي خود آن موجود بهشمار ميرود. اين بيان، دربارهٔ مجموع جهان مادي كه مشتمل بر موجودات متزاحمي هست نيز جاري ميشود، يعني خير بودن كل جهان به اين است كه مجموعاً واجد كمالات بيشتر و بالاتري باشد، هرچند بعضي از موجودات به كمال مورد نيازشان نائل نشوند، و همچنين شر بودن آن به غلبهٔ كمّي يا كيفي جهات نقص و فقدان است.
با توجه به نكات فوق ميتوان نتيجه گرفت كه اولاً، خير و شر از قبيل معقولات ثانيهٔ فلسفي است و همانگونه كه هيچ موجود عيني نيست كه ماهيت آن عليت يا معلوليت باشد، هيچ موجود عيني هم يافت نميشود كه ماهيت آن خيريت يا شرّيت باشد؛
ثانياً، همانگونه كه عليت و معلوليت و ساير مفاهيم فلسفي قابل جعل و ايجاد نيستند، بلكه عناويني هستند كه عقل از ديدگاههاي معيّني از وجودهاي خاصي انتزاع ميكند، خيريت و شرّيت هم عناويني است انتزاعي كه تنها منشأ انتزاع آنها را بايد در عالم خارج جستوجو كرد و نه مابازاء عيني آنها را؛
ثالثاً، وجود هيچ چيزي براي خودش شر نيست و همچنين بقا كمال هر موجودي براي خودش خير است، و شر بودن موجودي براي موجود ديگر هم بالعرض است. پس هيچ موجودي نه از نظر ماهيت شر است، و نه ميتوان آن را منشأ انتزاع ذاتي براي مفهوم شر دانست.
پس آنچه ذاتاً منشأ انتزاع شر بهشمار ميرود، جهت نقصي است كه در موجودي لحاظ