آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٩٣ - حل يك شبهه
پاسخ اين شبهه آن است كه منظور از واجد بودن كمال معلول، اين است كه مرتبهٔ كاملتر و عاليتري از وجود معلول را داشته باشد، بهگونهاي كه وجود معلول پرتوي از آن محسوب شود، نه اينكه حدود وجود معلول عيناً در علت محفوظ باشد و علت، داراي ماهيت معلول هم باشد. روشن است كه فرض كاملتر بودن مرتبهٔ وجود علت از مرتبهٔ وجود معلول، با وحدت ماهوي آنها سازگار نيست و هيچگاه از دو موجودي كه داراي تشكيك خاصي هستند و يكي از آنها از مراتب وجود ديگر و شعاعي از آن بهشمار ميرود، نميتوان ماهيت واحدي را انتزاع كرد؛ زيرا معناي اينكه دو موجود داراي ماهيت واحدي باشند، اين است كه حدود وجودي آنها بر يكديگر منطبق شود و چنين چيزي در مورد دو مرتبهٔ وجود كه يكي كاملتر از ديگري و طبعاً داراي محدوديت و نقايص كمتري است امكان ندارد، ولي نداشتن ماهيت معلول و حدود وجود آن بهمعناي نداشتن كمال وجودي آن نيست.
به ديگر سخن آنچه در مورد علت هستيبخش لازم است، دارا بودن كمالات وجودي معلول بهصورت كاملتر و عاليتر است، نه واجد بودن نقصها و محدوديتهاي آن، و اگر مفهوم جسم و لوازم آن از قبيل مكاني و زماني بودن و حركت و تغييرپذيري بر خداي متعالي و مجردات تام صدق نميكند، بهخاطر اين است كه مفاهيم مزبور لازمهٔ نقصها و محدوديتهاي موجودات مادي است نه لازمهٔ كمالات آنها.
يادآوري ميشود كه حل اين شبهه به بركت اصالت وجود ميسر است، و براساس اصالت ماهيت راهحل صحيحي ندارد؛ زيرا لازمهٔ اصالت ماهيت اين است كه آنچه در واقع از طرف علت افاضه ميشود، ماهيت خارجي معلول باشد و طبق اين قاعده بايد علت واجد ماهيت آن باشد و نميتوان گفت كه علت، ماهيت معلول را كاملتر دارد؛ زيرا تشكيك، به خصوص تشكيك خاصي در ميان ماهيت معنا ندارد و چنانكه در درس بيست و هشتم گفته شد، همهٔ ماهيات تامه و مخصوصاً ماهيات بسيطه با يكديگر متباين هستند. علاوه بر اينكه فرض ماهيت در مورد خداي متعالي صحيح نيست.