ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٧٧ - مسئلهء دوم - عوامل بروز فتنه ها
حق را حذف و باطل را بنمايانند و آن مردم را از حق موجود در آن حادثه محروم بسازند . و چون گروه حاميان حق دست از حق خواهى خود برنمى دارند ، فعاليتهاى طرفين موجب بروز آشوب مى گردد .
عامل ديگر تحولى است كه در اجتماعات صورت مى گيرد . اغلب تحولاتى كه اجتماع را از موقعيتى به موقعيت ديگر منتقل مى سازد ، فتنه و آشوبى را بهمراه دارد ، خواه اين انتقال از موقعيتى بوده باشد كه اصول تثبيت شده اش فى نفسه باطل باشد و يا بجهت آغاز موقعيت جديد اصول تثبيت شده از فعاليت صحيحى كه در دوران پيش انجام مى دادهاند ، ساقط گردند .
عامل بروز آشوب در آن نوع از تحولات كه اصول تثبيت شده در موقعيت پيشين واقعا باطل بودهاند مانند تحولى كه اسلام بوجود آورد دستاويز آشوبگران پذيرندهء آن اصول پيش از تحول قرار گرفت .
آنان براى توجيه آشوبى كه براه انداختهاند ، قيافهء متفكرانه به خود گرفته ، فرياد برمى آورند كه در اين تحول كه پيش آمده است ، خواستههاى مردم مورد بىاعتنايى قرار گرفته به حيثيت مردم لطمه و اهانت وارد مى شود . مانند تزلزل آن اصول ساخته اى كه براى حفظ امتيازات مالى يا مقامى و شخصيتى افرادى يا گروه هايى در موقعيت پيشين تثبيت شده بود . چنانكه در تحول دوران زمامدارى امير المؤمنين عليه السلام ديده مى شود .
مى دانيم كه عثمان چه امتيازاتى را به خويشاوندان و حاميان خود داده بود و اصول ساخته شده اى هم از اين بذل و بخششها حمايت مى كرد . با رسيدن دوران زمامدارى امير المؤمنين عليه السلام ، تحوّل شروع مى شود و مى فرمايد : هر گونه امتيازاتى را كه بدون علت به افراد يا گروهها داده شده است ، من لغو مى كنم و با شمشير برّان اصل عدالت ، همهء آن اصول ساخته شده را از بين مى برم با اعلان اين تحول سردستههاى آشوبگران مانند معاويه و طلحه و زبير برمى خيزند و كشته شدن عثمان را كه تحقيق در باره اش حق بود ، با اغراض باطل خود در هم مى آميزند و با نمايش حق در آشوب خود براه مى افتند .