ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٩ - گنهكاران و پايان سرنوشت آنان
حرفه اى و با فضيلتترين مردم ، نگفته است كه : « خوب ، بعضىها از رنگ آبى خوششان مى آيد ، بعضى ديگر از رنگ زرد » گناه يعنى چه مگر خودتان را مسخره كردهايد كه خرافات باستانى را تجديد مى كنيد يكى از رياضيدانان جامعهء ما كه چندى پيش ديده از اين دنيا بربست ، در مباحث مستمرى كه به پيشنهاد خودشان با هم داشتيم . روزى پيش از آغاز بحث و تحقيق به من گفت : كتابى از شما ( اين جانب ) بنام توضيح و بررسى مصاحبهء برتراند راسل - وايت بدستم رسيد ، آن را مطالعه كردم .
گفتم : اميدوارم كه نكات ضعفى را كه در اين كتاب ملاحظه فرمودهايد ، به اين جانب متذكر شويد ، تا پس از تحقيق و تصحيح در چاپهاى بعدى آنها را تدارك كنم .
ايشان گفتند : من يك نكتهء ضعف در كتاب شما ديدم .
فورا من به شوخى گفتم : خوب است ، شما مرا اميدوار كرديد .
سپس پرسيدم : آقاى دكتر ، بفرماييد آن نكتهء ضعف چيست ايشان گفتند : شما به وجود معصيت اصرار مى ورزيد و مى خواهيد اثبات كنيد كه بشر مرتكب گناه مى شود . من اين مطلب را صحيح نمى دانم ، زيرا آنچه كه هست اينست كه بشر مجبور است براى زندگى اجتماعى خود قوانينى را وضع كند و در صورت مخالفت با آن قوانين كه زندگى اجتماعى را مختل ، مى سازد مستحق كيفرهاى مقرره مى گردد ، من جز همين كيفرها و روش مطابق قوانين اجتماعى چيزى را به عنوان عذاب و گناه سراغ ندارم .