ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٧١ - سيزده - از نتايج بسيار ثمر بخش علو همت و حريت افزايش ظرفيت دل براى خير و كمال است
در مسير تصعيد حيات كمالى گام بردارند ، آن ظرف با نيكىها پر مى شود ، بلكه :
< شعر > پيمانه ايست اين جان پيمانه اين چه داند از عرش مى ستاند بر فرش مى فشاند < / شعر > يعنى از الطاف و عنايات ربانى همواره آبحيات تكاملى به پيمانهء دل سرازير مى شود ، بشرط آنكه پيمانه را لجنها و كثافات غرايز حيوانى پر نكرده باشد و بشرط آنكه آدمى با بكار انداختن عقل و وجدان آن پيمانهء پر از آب حيات را بر روى خواستههاى حيوانى و براى متورم ساختن خود طبيعى نريزد .
اين مطلب را هم مى دانيم و همهء مردم از هر جامعه و ملتى كه باشند قبول دارند كه داشتن ظرفيت بزرگ درونى ، قطعا وسيلهء پيروزى در زندگى است و اين اصلى است كه هيچ كس نمى تواند آنرا انكار كند ، زيرا همگان مشاهده مى كنند كه همهء حوادث بزرگ دنيا از انسانهائى صادر مى شود كه ظرفيت بزرگ درونى دارند ، ولى همواره انسانهاى اندكى هستند كه از اين قدرت و استعداد بزرگ بهرهء مفيد بر خويشتن و اجتماع مى برند . لذا اگر چه امير المؤمنين ( ع ) در جمله اى كه به كميل بن زياد فرمودهاند ، فقط به ظرفيت دل اشاره فرمودهاند ، ولى ترديدى در اين حقيقت نيست كه همهء پيامبران الهى و حكماى مصلح و عقول و وجدانهاى سليم انسانها ، بزرگى ظرفيت درون را براى شر و پليديها مردود و مطرود مى شمارند ، اين گونه ظرفيت ناشى از بى ظرفيتى درون براى خير و كمال در تصعيد حيات است كه خود موجب از بين رفتن ظرفيت درونى ديگر انسانها است كه در حال ارتباط با اشرار پر ظرفيت مى باشند . درندگان خون آشام تاريخ مانند نرونها و چنگيزها از ظرفيت و تحمل و گيرندگى و پذيرش زشتىها و پليديهاى بىنهايت برخوردارند كه توانستهاند ميليونها دلهاى انسانها را كه هر يك به تنهائى مى تواند ظرف همهء هستى بوده باشد ، شكسته و نابود مى نمايند .
ظرفيت براى محتواى اصول و قوانين هستى و نباختن خويشتن در برابر حوادث است كه شخصيت آدمى را از طوفانهاى بنيان كن شك و ترديد و اضطراب و