ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٠٤ - سه آيه در قرآن مجيد مؤيد اين دليل ششم است
زيرا اصلا خداوند روح بمعنائى كه در انسانها به وجود آورده است ندارد ، او خالق ارواح و اجساد و اجسام است . او ما فوق روح و همهء كائنات است بلكه منظور بيان ارزش و اهميت اين حقيقت است كه روح ناميده مى شود .
و خداوند آنرا به خود نسبت مى دهد بجهت عظمت و ارزش والاى آن است كه از عالم « امر » ما فوق عالم خلق است .
آيه سوم : ( وَيَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا ) [١] ( از تو در بارهء روح مى پرسند ، بگو به آنان : روح از عالم امر پروردگار من است و از علم مگر اندكى به شما داده نشده است ) بعضى از روايات مى گويند : در اين آيه روحى كه مورد سؤال قرار گرفته است ، فرشتهء بزرگ است ، اگر اين روايت صحيح باشد ، دو آيه يكم و دوم مورد استدلال ما خواهد بود . ضمنا اين بيت منسوب به امير المؤمنين ( ع ) را در نظر بگيريم كه مى فرمايد :
< شعر > أ تزعم أنّك جرم صغير و فيك انطوى العالم الأكبر < / شعر > ( آيا گمان مى برى تو همين جثهء كوچك هستى ، در حالى كه جهان بزرگترى در درون تو پيچيده است ) سه آيه فوق و بيت مزبور موجوديت درونى و روحى انسان را بالاتر از تعينها و محدوديتهائى معرفى ميكند كه در تعريفات علمى منطقى ضرورت دارد . بنا بر اين ، نه مى توان استعدادها و امكانات و نهادهاى انسانى و مختصات آنها را محدود به نمودها و فعاليتهايى نمود كه در حيات طبيعى فردى و اجتماعى خود بروز مى دهد و نه مى توان نظام ( سيستم ) علوم انسانى را بسته و با « جز اين نيستها » از پيشرفت شناختها و معارف متنوع و مستمر در بارهء انسان جلوگيرى كرد .
يك توضيح بسيار عالى در مطلبى كه بيان كرديم ، در بيت امير المؤمنين
[١] . الاسراء آيهء ٨٥ .