ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥٧ - تفسير عمومى خطبهء هشتاد و سوم
٢ - درد و ناگوارى نادانى ، او در ميان مردمى زندگى ميكرد كه باستثناى معدودى انگشت شمار در آن درد مهلك غوطه ور بودند .
٣ - چهرهء زيباى درون حاميان حق و حقيقت و قيافهء زشت و پليد هواداران باطل و نفاق ، هر دو موضوع براى آن بزرگوار در نهايت وضوح بود .
٤ - ابعاد انسان در حال فردى ، او بجهت داشتن موجوديت فردى و اطلاع از ابعاد آن ، با قطع نظر از جزئى از اجتماع بودن ، فرديت آدمى را خوب مى شناخت و از استعدادها و احساس موجوديت مستقل او آگاهى كامل داشت كه باضافهء توصيهها و دستورات اصلاحى فرد در اجتماع ، سفارشات و اوامر مربوط به موجوديت مستقل فرد را بطور اكيد صادر مى فرمود .
٥ - ابعاد انسان در حال تشكل اجتماعى در سخنان آن حضرت مخصوصا در دستورات و بياناتى كه به واليان و سرپرستان جوامع قلمرو زمامداريش مانند فرمان مالك اشتر صادر ميكرد ، با اشكال گوناگون مشاهده مى نمائيم .
٦ - قدرت ، امير المؤمنين ( ع ) از هر دو درجهء قدرت ( درجهء يكم در هنگام زمامداريش و درجهء دوم در دوران پيامبر اكرم « ص » ) در حد اعلا برخوردار بوده و هيچ كسى مانند او از عهدهء شناخت و كاربرد منطقى - الهى اين پديدهء بسيار ضرورى براى هستى جهان و انسان و در عين حال بسيار خطرناك بر نيامده است . با نظر به اهميت شگفت انگيزى كه پديدهء قدرت دارد ، مى توان گفت : اگر يك انسان قدرتى را در يك اجتماع بدست بياورد و بتواند از آن قدرت بدون حذف و محو نمودن بعدى از انسانهاى جامعهء خود ، در اصلاح حال آنان بهره بردارى نمايد و مالكيت بر خويشتن را با دارا بودن به آن پديدهء ضرورى و در عين حال خطرناك از دست ندهد ، اين شخص بدون ترديد بزرگترين انسان شناس است كه انسان را در هر دو قلمرو « انسان آن چنانكه هست » و « انسان آن چنانكه بايد » كامل شناخته است .
٧ - ناتوانى و بينوائى ، اين پديده را نيز امير المؤمنين عليه السلام بخوبى