ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥٢ - در توصيف خلقت انسان
قطع اميد و نالهء ضعيف و دردناك و كشش سخت نفسهاى حال احتضار و رانده شدن مشقت بار از اين دنيا سپس آن تازه چشم پوشيده را [ پس از طى آن ناگواريها ] با كمال يأس و انقطاع از اين دنيا در كفنهايش پيچيدند و بىآنكه مقاومتى از خود نشان دهد با كمال تسليم و به آسانى كشيده شد و خسته و كوفته [ چونان چارپائى كه از مسافرتى خسته و درمانده برگردد و بدون مهلت ] در حالى كه لاغر و بيمار است به سفرى ديگر رهسپارش كنند ، بر روى چوبهاى تابوب گذاشته شد . [ اين مسافر ديار ابديت را ] ياران و نزديكان فرزندان و انبوه شتابزدهء برادران به سوى ديار غربت بردوش كشيدند - ديار غربتى كه ديدارها در آنجا قطع مى شود و تنهائى وحشت انگيز [ كه هيچ انسانى ياراى همدمى با او را نخواهد داشت ] بردند تا آن گاه كه تشييع كنندگانش برگشتند و آنان كه در فراقش اندوه و نالهها سرداده بودند ، دنبال كار خود را گرفتند [ در همان شب كه وارد زير خاك تيره گشته است ] براى پاسخ از سؤال بهت انگيز و گوياى راز و آشكار ساختن لغزشهاى او در امتحان اعمالى كه در زندگى دنيوى مرتكب شده نشانده مى شود بالاتر از اينها بلاى ورود در مايع جوشان عذاب الهى و سرنگون شدن در دوزخ و غوطه ور شدن در امواج سوزان آتش است و سختىهاى نفسهاى آن نه يك سكون استراحتى براى آن تبهكاران وجود دارد و نه آرامشى كه بتواند عذاب را برطرف نمايد و نه نيروئى مانع از هجوم آن همه دردها و ناگوارىها مرگى حاضر و برنده وجود ندارد كه بساط هستىاش را از عذاب اعمالش برهاند و نه حتى خوابى سبك [ كه حد اقل لحظاتى را بيارامد ] [ اينست داستان سرنوشت تبهكاران ] ميان انواعى از عذابهاى كشنده و عذابهاى متوالى ما بخدا پناه مى بريم اى بندگان خدا ، كجا هستند كسانى كه براى آنان عمر داده شد ، از نعمتها برخوردار شدند بآنان تعليم داده شد و آنان فهميدند و كسانى كه مهلت داده شدند ، آن فرصت را در غفلت و لهو و لعب سپرى كردند از نعمت