ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٤٨ - تذكر به انواع نعمتها
بهره بردارىها از امتيازاتى كه نصيبشان گشته بودو از باز بودن مهلت عمر تا مرگشان ، باقى گذاشته است [ در هر حال كه بودند ] مرگ پيش از آنكه آن گذشتگان به آرزوهاى خود برسند ، شتابان بسراغشان رفتو داس اجلها آنانرا از آرزوهايشان قطع كرد [ غفلت عيش و عشرت چنان آنان را در خود برده بود كه ] در روزگار تندرستى براى آن سرنوشت نهائى آماده نگشته و از آغاز و بحبوبهء حيات عبرت نگرفته بودندآيا كسانى كه در قدرت و طراوت جوانى بسر مى برند ، انتظارى جز خميدگى قامت را در دوران پيرى مى كشند آيا آنانكه در خوشىهاى صحت و عافيت غوطه ورند ، جز انتظار ورود بيماريها را دارند آيا شناوران در امتداد بقاء انتظار ديگرى جز لحظات فنا را مى كشند با نزديك شدن زوال عمرو حركت به ديار ابديت با اضطراب دردناكو درد تلخ ناگوارىهاو فرو دادن آب دهان با غصه و اندوه در گلوو نگريستن پناه جويانه به يارى اولاد و خويشان و آشنايان عزيز و نزديكان همدم . آيا آن همه ياران و نزديكان توانستند مرگ را از آن مسافر زير خاك تيره دفع نمايند و آيا آن گريه كنندگان توانستند سودى به حال آن راهرو تنها به ديار خاموشان برسانند آن مسافر غريب در محل مردگان در گرو اعمال خود رها شدو در تنگناى خوابگاه تيره و تار تنها سر بخاك نهاد . حشرات زير زمينى غذاى لذيذى از پوست او دريافتند و پاره پاره اش كردندو طراوت بدن او را عوامل محو كننده پوشاندند و بادهاى طوفانى آثار او را از بين بردو تعاقب روز و شب نشانهها و نمودهاى بارز او را محو ساختو بدنها متلاشى و نابود شدند پس از شادابى و طراوتى كه داشتندو استخوانها قوت خود را از دست دادند و پوسيدندو ارواح در گرو بارهاى سنگين به بقاء خود ادامه دادند ، در حالى كه به اخبار غيبى خود يقين دارند . ديگر از آن ارواح افزايش اعمال صالحه خواسته نمى شودو رضاى حق از زشتى لغزشهائى كه ارواح مرتكب شدهاند ،