ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٥٧ - چهارم - رابطهء انسان با خدا
حركت آيا حركت كلى فاعل حركت است اين يك پندار غلطى است ، زيرا كلى ساخته ذهن است و اگر مقصود حركت جزئى عينى بوده باشد ، حركت جزئى عينى محصول تماس و تفاعل جزئى از ماده با ديگر اجزاء است . بنا بر اين هويت حركت در ماده با آن اجزاء و شرايطى كه آن را به حركت در مى آورد ، تعيين مى گردد ، در نتيجه نمى توانيم بگوئيم : فاعل حركت در ذات ماده است .
٥ - برهان وجوبى يا كمالى كه در بعضى از منابع اسلامى آمده است و گروهى از حكماى مغرب زمين نيز آنرا پذيرفتهاند . خلاصهء اين برهان چنين است كه اگر مفهوم خدا واقعا دريافت شود ، وجود او اثبات خواهد گشت ، زيرا خدا موجوديست است كه داراى همهء كمالات و بىنياز از وابستگى و علت و ما فوق حركت و سكون و بعبارت مختصرتر خدا داراى كمال مطلق است ، اگر كسى اين مفهوم را دريافت كند ، بايد بوجود او معتقد شود ، زيرا اگر چنان مفهوم اعلا داراى وجود واقعى نباشد ، يك تصور خيالى خواهد بود كه تحققى ندارد چه رسد باين كه كمال مطلق باشد . تفسير اين برهان در مجلد چهاردهم از تفسير و نقد و تحليل مثنوى از صفحه ١٨ تا ص ٤٠ آمده است ، مطالعه كنندهء محترم مى تواند بآن مجلد مراجعه فرمايد .
٦ - برهان تكليف - احساس تعهد برين و احساس تكليف ما فوق پاداشها و كيفرها با نظر به قداست و عظمتى كه دارد نمى تواند ساخته شدهء طبيعت مادى انسان غوطه ور در طبيعت و هواها و اميال و سودجوئىها بوده باشد . بنا بر اين احساس تعهد برين و احساس تكليف ما فوق پاداشها و كيفرها ريشهء الهى دارد .
٧ - اگر ارزشهاى عالى انسانى مانند خضوع و تسليم به حق و عدالت و گذشت از لذائذ در راه تحقق بخشيدن به آرمانهاى اعلاى انسانى مستند به خداوند نباشد ، بهيچ وجه قابل اثبات نبوده و بلكه بالعكس ، بايد گفت : كسانى